3-5-2 قلمرو مکانی …………………………………………………………………………………………………………………44
3-5-3 قلمرو زمانی ………………………………………………………………………………………………………………….44
3-6 مهرفی مدل‌های مورد استفاده ………………………………………………………………………………………………44
3-7 متغیرهای تحقیق ………………………………………………………………………………………………………………..44
3-7-1 متغیر مستقل …………………………………………………………………………………………………………………44
3-7-2 متغیر وابسته ………………………………………………………………………………………………………………….45
3-7-3 متغیر کنترلی ………………………………………………………………………………………………………………….45
3-8 تشریح مدل مورد استفاده …………………………………………………………………………………………………….45
3-9 روش‌های آماری و آزمون فرضیه‌ها ………………………………………………………………………………………50
3-10 نرم افزارهای رایانه‌ای مورد استفاده …………………………………………………………………………………….56
3-11 اعتبار درونی و برونی تحقیق ……………………………………………………………………………………………..57
3-12 بررسی فروض مدل رگرسیون خطی کلاسیک ……………………………………………………………………..57
3-12-1 وجود خود همبستگی …………………………………………………………………………………………………..59
4 فصل چهارم(محاسبات و یافته‌های تحقیق) ………………………………………………………………………………..63

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

4-1 مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………………64
4-2 آمار توصیفی داده‌ها ……………………………………………………………………………………………………………65
4-3 آزمون مانایی داده‌های ترکیبی ………………………………………………………………………………………………65
4-4 آزمون فرضیه‌ها …………………………………………………………………………………………………………………66
5 فصل پنجم(نتیجه‌گیری و پیشنهادات) ……………………………………………………………………………………….73
5-1 خلاصه تحقیق …………………………………………………………………………………………………………………..74
5-2 نتیجه‌گیری ……………………………………………………………………………………………………………………….75
5-3 مقایسه با تحقیق‌های مشابه ………………………………………………………………………………………………….75
5-4 محدودیت‌های تحقیق ………………………………………………………………………………………………………..77
5-5 پیشنهاد برای تحقیقات آتی …………………………………………………………………………………………………78
پیوست‌ها و ضمائم ……………………………………………………………………………………………………………………79
اطلاعات آماری شرکت‌های مورد بررسی در پژوهش ……………………………………………………………………..80
خروجی نرم‎افزار Eviews حاصل از محاسبه ویژگی‏های آماری متغیرها………………………………………………99
خروجی‌های نرم‎افزار Eviews حاصل از آزمون مانایی متغیرها …………………………………………………………99
خروجی نرم‎افزار Eviews حاصل از آزمون F لیمر برای الگوی 1 …………………………………………………..102
خروجی نرم‎افزار Eviews حاصل از آزمون هاسمن برای الگوی 1 …………………………………………………102
خروجی نرم‎افزار Eviews حاصل از برآورد الگوی 1 با استفاده از روش اثرات تصادفی …………………….103
3-12-2 وجود ناهمسانی واریانس ……………………………………………………………………………………………..60
3-12-3 آزمون F و آزمون هاسمن ……………………………………………………………………………………………..61
خروجی نرم‎افزار Eviews حاصل از آزمون F لیمر برای الگوی 2 …………………………………………………..104
خروجی نرم‎افزار Eviews حاصل از آزمون هاسمن برای الگوی 2 ………………………………………………….104
خروجی نرم‎افزار Eviews حاصل از برآورد الگوی 2 با استفاده از روش اثرات تصادفی …………………….105
منابع و مآخذ ………………………………………………………………………………………………………………………….106
منابع و مآخذ فارسی ……………………………………………………………………………………………………………….107
منابع و مآخذ لاتین ………………………………………………………………………………………………………………..108
فهرست جداول
جدول شماره 2-1 جدول زمانی مهمترین رویدادها و وقایع حساس سرمایه فکری …………………………….11
جدول 4-1 میانگین، انحراف معیار، بیشینه و کمینه داده‏ها برای هر یک از متغیرهای پژوهش ……………..65
جدول 4-2 نتایج آزمون ریشه واحد LLC برای متغیرهای پژوهش ………………………………………………….66
جدول 4-3 نتایج حاصل از آزمون F لیمر برای الگوی 1 …………………………………………………………………69
جدول 4-4 نتایج حاصل از آزمون هاسمن برای الگوی 1 ……………………………………………………………….69
جدول 4-5 نتایج حاصل از برآورد الگوی 1 …………………………………………………………………………………69
جدول 4-6 نتایج حاصل از آزمون F لیمر برای الگوی 2 …………………………………………………………………70
جدول 4-7 نتایج حاصل از آزمون هاسمن برای الگوی 2 ………………………………………………………………71
جدول 4-8 نتایج حاصل از برآورد الگوی 2 …………………………………………………………………………………71
فصل اول
کلیات تحقیق
مقدمه
امروزه در مطالعه دانش محور اقتصاد و فرآیندهای مالی شرکت‌ها و موسسات علاوه بر دارایی مشهود دسته دیگری از دارایی‌ها نیز تحت عنوان دارایی‌هایی نامشهود یا معنوی ارزش‌گذاری و ثبت می‌شوند. یکی از مهم‌ترین و کاربردی‌ترین دارایی‌های معنوی، دارایی فکری یا سرمایه فکری است. سرمایه فکری اطلاعات و دانشی است که برای دارنده آن مزیت رقابتی را به ارمغان می آورد. با افزایش رقابت جهانی و پیشرفت تکنولوژی، سیستمهای حسابداری سنتی با مشکلاتی روبرو شدهاند. یکی از این مشکلات اساسی، عدم کفایت و ناتوانی آنها در سنجش و ملحوظ نمودن سرمایههای فکری در صورتهای مالی شرکتها است. در عصر جدید، تنها با تکیه بر سرمایههای فیزیکی و داراییهای مشهود نمیتوان به کارآیی و بهرهوری رسید، بلکه در بدبینانهترین حالت تولید نیز، بایستی سرمایههای فکری را مد نظر قرار داد تا ازاین طریق بتوان بر مزیتهای رقابتی شرکتها افزود. به تعبیری، سرمایههای فکری به عنوان سرمایه واقعی و جزء استراتژیکترین سرمایهی سازمانهای عصر حاضر مطرح میباشد. لذا سازمان‌های دانشمحور، جهت کسب مزیت رقابتی پایدار، نیازمند شناسایی و مدیریت آگاهانه و نظاممند سرمایههای فکری خودخواهند بود.سرمایه فکری را میتوان به عنوان داشتن دانش، تولید دانش و اینکه چگونه این پروسه باعث ایجاد مزیت‌های اجتماعی و اقتصادی میشود، معنی کرد. معمولأ سرمایه فکری را به صورت سرمایه غیر ملموس معنی میکنند. اگر چه باید گفت که سرمایه فکری به صورت کامل قابل تشخیص نیست به این علت که در صورت های مالی به صورت مستقیم تاثیر گذار نیست و یا تاثیرمستقیم آن قابل تشخیص نیست. در نتیجه جزء دارایی‌های غیر مشهود محسوب می شود. در کل سرمایه فکری را در بیشتر مراجع به سه جزء تقسیم نموده‌اند: سرمایه ساختاری، سرمایه مشتری یا ارتباطی و سرمایه انسانی.
بسیاری از اجزای سرمایه فکری در صورت‌های مالی گنجانده نمی شوند، ولی دارا بودن این خصوصیات برای سازمان سودمند تلقی میشود. در نتیجه وجود سرمایه فکری در یک سازمان باعث ایجاد اختلاف بین ارزش بازار و ارزش دفتری یک شرکت میشود. ارزش بازار ارزشی است که بازار بر روی شرکت میگذارد، در صورتی که ارزش دفتری ارزش خالص شرکت است. درنتیجه، اختلاف موجود بین این دو ارزش را میتوان به عنوان ارزش سرمایه فکری یک شرکت در نظر گرفت.
این اختلاف به این علت وجود دارد که سازمان‌هایی که دارای سرمایه بیشتری هستند در نظر بازار به عنوان شرکت‌هایی شناخته می‌شوند که می‌توانند با استفاده از سرمایه فکری سرمایه خود را به ارزش بیشتری برسانند. بر اساس پژوهش‌های راستا اسویربی2 که در میان صنایعی که ارتباط بیشتری با سرمایه‌های فکری دارند انجام پذیرفته، این اختلاف بیشتر نمایان است از جمله: صنایع دارویی و خدمات کسب و کار. در مقابل این صنایع، صنایعی هستند که به صورت اصلی به دارایی های مشهود خود وابسته هستند، برای مثال، کارخانه‌های تولیدی سنتی و صنعت بنگاه ملک و املاک، که این صنایع دارای ارزش بازار و ارزش دفتری تقریبأ مشابهی هستند. اگر چه، کارخانه های دارای کارایی بالاتر در هر صنعتی که باشند دارای ارزش بازار بالاتری نیز هستند[50] ..
برای چندین دهه اخیر، دارایی غیر مشهود از جمله سرمایه فکری یکی از اجزای کلیدی در کارایی سازمان به حساب می آیند. سرمایه‌گذاران باید در اطلاعات سازمان از جمله سرمایه فکری با خبر باشند تا بتوانند سود سرمایه‌گذاری خود را به حداکثر برسانند. سرمایه‌گذاران از مشاوران و دلالان که به عنوان رابطه‌ای میان آنها و سازمان هستند این انتظار را دارند که این اطلاعات را در زمان ارائه مشاوره به حساب بیاورند.
با توجه به مفاهیم مطرح شده سرمایه فکری شرکت دارای خواصی به شرح زیر میباشد:
الف. سرمایه فکری میتواند مانند اختراع ثابت و یا مانند ظرفیتهای انسانی منعطف باشد.
ب. سرمایه فکری میتواند هم شامل ورودیها و هم شامل خروجیهای فرآیند ایجاد ارزش باشد، لذا سرمایه فکری دانشی است که میتواند به ارزش تبدیل شود و یا محصول نهایی فرآیند انتقال دانش باشد.
ج. سرمایه فکری از کنش و واکنش سرمایههای انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری ایجاد میشود.
د. ارزش مستقیماً و به تنهایی از طریق یکی از این عوامل ناشی نمیشود، بلکه تنها از طریق برقراری تعاملی نظاممند و بهینه میان این سه جزء ایجاد میگردد..
بیان مسئله
برای چندین دهه اخیر، دارایی غیر مشهود از جمله سرمایه فکری یکی از اجزای کلیدی در کارایی سازمان به حساب می آیند. یکی از مشکلات اساسی سیستمهای حسابداری سنتی، عدم کفایت و ناتوانی آنها در سنجش و ملحوظ نمودن ارزش سرمایههای فکری در صورتهای مالی شرکتها است. امروزه در جوامع دانش محور، بازده سرمایههای فکری بسیار بیشتر از عملکرد مالی به کار گرفته شده، اهمیت یافته است.این بدان معنی است که در مقایسه با سرمایه فکری، نقش و اهمیت سرمایههای مالی در تعیین قابلیت سودآوری پایدار کاهش چشمگیری یافته است.
به دلیل اهمیت نسبی سرمایههای فکری در عملکرد شرکتها این سؤال در ذهن پژوهشگر شکل گرفته که چه رابطهای میان سرمایههای فکری و عملکرد شرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران وجود دارد و قدرت توجیه مدلهای مختلف تعیین سرمایه فکری در عملکرد شرکتها و تاثیر آن در توجیه تصمیمات سرمایه گذاری چیست. لذا با توجه به مشکلات ذکر شده به بررسی روابط میان سرمایه فکری به عنوان عامل مستقل، ارزش بازار شرکت ها به عنوان عامل وابسته پرداختیم. جامعه‌ی آماری مورد نظر شرکت های موجود در سازمان بورس اوراق بهادار می باشد که طی سالهای 1387 الی 1391 به صورت فعال در بورس اوراق بهادار حضور داشته‌اند.
اهمیت مسئله
از آنجایی که برآورد صحیح از سرمایه فکری و ارزش آفرینی این عنصر در سازمان میتواند در تعیین بهینه ارزش بازار شرکت بسیار مفید باشد در نتیجه سرمایه‌گذاران باید از اطلاعات سازمان از جمله سرمایه فکری با خبر باشند تا بتوانند سود سرمایه‌گذاری خود را به حداکثر برسانند. در این تحقیق قصد داریم با توجه به نقش سرمایه‌های فکری موجود در سازمان بر تعیین ارزش بازار سهام یک شرکت گامی مفید در جهت برآورد تاثیر سرمایه فکری بر ارزش ذاتی دارایی‌های شرکت برداریم.
اهداف پژوهش
در تحقیقات این حوزه به بررسی تاثیر عوامل سرمایه فکری و رابطه آنها با تصمیمات سرمایه گذاری پرداخته شده است. این پژوهش به دنبال یافتن روابط میان عناصر سرمایه فکری و عوامل تاثیر گذار بر تصمیمات سرمایه‌گذاری است.
قلمرو تحقیق
قلمرو زمانی
این پژوهش مربوط به بازه‌ی زمانی سالهای 1387 الی 1391 میباشد. داده‌های مورد بررسی از پایان اسفند ماه (28/12/XX13)هرسال گرفته شده است.
قلمرو مکانی
مرجع جمع‌آوری داده‌های مورد استفاده در این پژوهش سایت کدال3، نرم افزار ره آورد نوین 3 همچنین سایت شرکت بورس اوراق بهادار4 است.
قلمرو موضوعی
موضوع انتخابی با ایجاد ارتباط میان دو حوزه، دانشی و بازار سروکار دارد به گونه‌‌ای که به بررسی اثر عوامل سرمایه فکری برارزش بازاری شرکت‌ها و به تبع آن تصمیمات سرمایه‌گذاری اتخاذ شده پرداخته است.
پرسش ها و فرضیات تحقیق
باتوجه به اینکه مطالعه موردی سازمان بورس اوراق بهادار می باشد داده‌های مورد بررسی از سایت بورس و سایت‌های مرتبط با سازمان بورس و نرم افزار‌های استخراج داده‌های آماری بورس اوراق بهادار شده است. با توجه به زمان بر بودن بررسی تمامی شرکت‌های موجود در بورس، به بررسی 100 شرکت موجود در سازمان بورس اوراق بهادار طی سال مالی 1387 الی 1391 به عنوان نمونه‌ای از جامعه پرداختیم.
فرضیه مورد بحث در این پژوهش به شرح زیر میباشد:
“سرمایه فکری به صورت مجموعه‌ای از سه جزء سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری(ارتباطی) بر تصمیمات سرمایه‌گذاری تاثیر‌گذار است.”
سپس برای بررسی فرضیه مطرح شده از روش رگرسیون5 استفاده شده است.
کاربردهای پژوهش
امروزه شاهد اهمیت یافتن سرمایه فکری، به عنوان ابزاری موثر جهت افزایش رقابت شرکتها هستیم و این امر موجب افزایش اهمیت مباحث مرتبط با سرمایه فکری به عنوان مقوله‌ای پژوهشی و اقتصادی نیز شده است. نقش و سهم سرمایه فکری در پیشرفت مدیریتی، فنی، اجتماعی و اقتصادی از موضوعات اصلی تحقیقات جدید است. شرکت‌ها برای بقا استراتژیکی خود ناگزیر از رقابت می باشند و از آن جایی که بازار، تولیدات، تکنولوژی، رقبا و مقررات در جامعه سریعا در حال تغییرند، بهبود دانش و نوآوری به حفظ مزیت رقابتی پایدار کمک شایانی خواهد نمود. از این رو، مدیران امروز، دانش و توانایی ایجاد و به کارگیری دانش را از جمله مهم‌ترین منابع ایجاد مزیت رقابتی پایدار به شمار می آورند. چرا که دانش یک دارایی تلقی شده و تلاش در جهت مدیریت دانش و به کارگیری دارایی‌های فکری موجب موفقیت قابل ملاحظه سازمان‌ها می باشد به علاوه، پژوهش‌های بسیار اندکی در زمینه این که حوزه‌های خارجی و داخلی از جمله: دلالان و مشاوران سرمایه‌گذاری، از اطلاعات سرمایه فکری در زمینه ارائه پیشنهادات استفاده می کنند، انجام شده است. از این رو ارزیابی عملکرد غیر مالی، همانند ارزیابی میزان رضایتمندی مشتری یا سرعت انتقال ایده محصولات جدید به مرحله تولید، برای سرمایه‌گذاران و تحلیل‌گران بسیار سودمند است، زیرا شرکت‌ها با موظف بودن به گزارش این نوع اطلاعات تصویری روشن از نحوه عملکرد خود ارائه می‌نمایند.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
مقدمه
دردودهه اخیر بسیاری از پژوهشگران ومحققان، سرمایه فکری را به عنوان منبعی برای کسب مزیت رقابتی سازمانی مورد بررسی قرار داده اند، که خود از دارایی‌های نامشهود سازمان سرچشمه میگیرد. درحوزه مدیریت و بازار سرمایه تحقیقات تجربی زیادی برای بررسی ارتباط میان سرمایه فکری، عملکرد سازمانی وبازده مالی درکشورهای مختلف جهان صورت گرفته و تلاش‌های قابل توجهی در جهت شناسایی، اندازه‌گیری وگزارشگری آن انجام شده است. با مروری بر تحقیقات انجام شده در می‌یابیم که به سنجش، ارزشگذاری و گزارشگری سرمایه فکری سازمان‌های مختلف توجه شایانی شده است. شرکت‌ها برای بقاء استراتژیکی باید مزیت رقابتی را مد نظر قرار دهند و از آنجاییکه بازارها، تولیدات، تکنولوژی، رقبا و مقررات به طور سریع در جامعه در حال تغییر هستند، بهبود دانش و نوآوری مستمر، آنها را قادر به حفظ مزیت رقابتی پایدار خواهد نمود.
دارایی‌های معنوی و سرمایه فکری
دارایی‌های معنوی به مجموعه دارایی‌های غیر مشهودی اطلاق میشود که در جریان ایجاد سود در کسب و کار مورد استفاده قرار می‌گیرد. به طورکلی هر کسب و کاری دارای سه نوع دارایی، دارایی‌های پولی، دارایی‌های فیزیکی ودارایی‌های معنوی است. دارائیهای پولی شامل پول و اعتبار است. دارایی‌های فیزیکی شامل تجهیزات، زمین، ساختمان، کالا و موجودی انبار است و لذا هر نوع دارایی غیر فیزیکی دیگر در زیرمجموعه داراییهای معنوی قرار میگیرد. به طور کلی میتوان دارائیهای معنوی را در سه گروه عمده طبقه بندی کرد که عبارتند از: دانش فنی، اطلاعات اختصاصی و بانک اطلاعاتی تجاری و همچنین شیوه‌ها، ایده‌ها و یا طرح‌های اصلی و جدید. برداشت کلی از دارایی‌های معنوی می‌تواند کلیه دارایی‌های غیر مشهودی را شامل شود که یک کسب و کار را از رقبایش متمایز میسازد.
تاریخچه شکل گیری مسائل مرتبط با سرمایه فکری
در اقتصاد جدید تبادل دانش و اطلاعات، بیش از محصولات و خدمات موجب اعتلای سازمانها شده است، به گونه ای که با بررسی شرکت های با رشد سریع در می یابیم که گروه اعظمی از این شرکت‌هابه تجارت بوسیله دانش کارکنان خود پرداخته اند. بنابراین با چنین روندی تعیین معیار و اصولی برای ارزش گذاری سرمایه فکری به عنوان دارایی مهم و کلیدی از اهمیت به سزایی برخورداراست.
در سال 1979، حسابداری سوئدی به نام کارال اریک سیوبی 6که بعد ها به عنوان یکی از بنیانگذاران علم مدیریت دانش شناخته شد، با پرسشی بزرگ روبرو گردید.او با بررسی دفاتر حسابداری (ارزش دفتری) یکی از شعبه های معروف سازمانی که در آن کار می کرد دریافت که دفاتر ارزش دفتری سازمان را تنها یک کرون ارزش را نشان می داد، در حالی که ارزش واقعی سازمان به مراتب بیش از اینها بود. در این هنگام وی متوجه شد که ترازنامه مالی شرکت او، تنها ارزش دارایی فیزیکی آن را که شامل چند میز و ماشین تحریر بود نمایش می دهد و ارزش واقعی سازمان وابسته به شایستگی کارکنان سازمان و چیزی را که جمع کارمندان سازمان به عنوان یک دفتر و مغز(تفکر) جمعی تشکیل می دهند، است.
در دهه ی 1980 اولین تلاش ها برای اندازه گیری سرمایه ی فکری آغاز گردید و تلاش برای نوشتن و تدوین حسابها و اندازه گیری سرمایه فکری و گزارش به گروه‌های بیرونی مد نظر قرار گرفته است. [43].
با مشروعیت یافتن نقش مدیریت با تخصیص یک پست سازمانی ومعرفی کارت امتیاز دهی متوازن توسط کاپلان و نورتن در سال 1992 اذعان داشته‌اند که سرمایه فکری تفاوت همان چیزی است که شما اندازه می گیرید و همان چیزی است که بدست میاورید. [11].
در سال 1994 ابزار شبیه سازی با نام تانگو روانه بازار شد که درباره اهمیت عوامل ناملموس بوده است و گزارش سالانه شرکت اسکاندیا درباره سرمایه فکری در سال 1994 را نشان میدهد. [11].
در اوایل سال2000 ، اولین مجله معتبر در ارتباط با سرمایه فکری انتشار میابد و اولین استانداردهای حسابداری سرمایه فکری توسط دولت دانمارک تدوین شده و اتحادیه اروپا اولین گزارش خود را منتشر میکنند. [11].
چن7 نیز در سال 2004 همبستگی میان سرمایه فکری وعملکرد شرکتها را در صنعت بانکداری مورد آزمون قرار داده است و در نتیجه آن بیان میکند که سرمایه فکری شاخصی قوی برای سنجش عملکرد سازمان می‌باشد.[20].
جدول زمانی زیر مهمترین رویدادها و وقایع حساس در بحث سرمایه های فکری را نشان می دهد:
جدول شماره 2-1 جدول زمانی مهمترین رویدادها و وقایع حساس سرمایه فکری [11]
دورهرویداد1980معرفی مفهوم کلی ارزش های نامشهود که اغلب تحت عنوان سرقفلی شناخته می شود.تألیف کتاب “تجهیز و ارزیابی دارایی های ناملموس در ژاپن” توسط Itami1981تأسیس کمپانی تحقیقات تجاری بر ارزش های فکری توسط Hall1986ارائه ترازنامه نامشهود توسط Sveiby1988اولین تلاش در جهت تهیه صورت های سرمایه فکری توسط Sveibyتلاش هایی در جهت اندازه گیری سرمایه های فکری1989ابداع روش ترازنامه نامرئی توسط Sveiby1990تألیف کتاب “مدیریت دانش” توسط Sveiby1991تأسیس شرکت اسکاندیا، اولین شرکت به عملکرد سنجش سرمایه فکری توسط Edvinsson VP1992استفاده از روش BSC (کارت امتیازی متوازن) برای سنجش سرمایه فکری توسط Kaplan&Norton1993ابداع مفهوم سرمایه ارتباطی (سرمایه مشتری) توسط St.Onge1994تألیف مقاله ” سرمایه فکری ” در مجله فورچون توسط Stewartتشکیل انجمن گروه مدیران سرمایه فکری توسط Sullivan, Petrash, Edvinsson1995اولین گزارش اسکاندیا از سرمایه فکری توسط Edvinsson1997تألیف کتاب ” دارایی های سازمانهای جدید ” توسط Sveibyتألیف کتاب ” سرمایه فکری ” توسط Edvinsson&Maloneتألیف کتاب ” سرمایه فکری ” توسط Stewart1998تألیف کتاب ” سودآوری از سرمایه فکری ” توسط Sullivan1999تألیف مقاله ” اندازه گیری عملکرد برای افزایش سرمایه فکری ” توسط Knight2000کنفرانس بین المللی سرمایه های فکری در آمستردام هلند تألیف مقاله ” نسل بعدی از اندازه گیری سرمایه فکری: چشم انداز سرمایه فکری دیجیتالی ” توسط Edvinsson و دیگران تألیف مقاله ” چشم اندازی بر سرمایه فکری و سرمایه ناملموس ” توسط Edvinssonتألیف مقاله ” روش های جدید سرمایه فکری، ارزیابی و حسابداری ناملموس ” توسط Stanfield, K2001تألیف مقاله ” سرمایه فکری، منبعی استراتژیک ” توسط Bollinger و دیگران2003کسب اولین درجه دکتری در مدیریت سرمایه فکری2004تألیف کتاب ” ایجاد مفهوم طراحی سرمایه فکری، روشی برای ارزیابی دارائی های ناملموس” توسط Daniel Andriessen2005تألیف کتاب ” چشم اندازی بر چند وجهی سرمایه فکری داخلی، مدیریت، ارزیابی و گزارش دهی ” توسط Bernard Marrتألیف کتاب ” سرمایه فکری در سطح سازمانی، شهری و ملی ” توسط Edvinsson و دیگران اجزای سرمایه فکری:
بوز8و جلسیس9، اجزای سرمایه فکری را به دو دسته اصلی سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری تقسیم بندی کرده اند. سپس سرمایه ساختاری را به دو دسته سرمایه مشتری و سرمایه سازمانی تقسیم کرده اند. [17]. جلسیس سرمایه انسانی را به معنای وجود مزیت رقابت، ارتباط و ارزش های متعلق به کارکنان سازمان معرفی کرده است. مزیت رقابتی در قدم بعدی به اجزای کوچکتر از جمله مزیت حرفه ای، مزیت اجتماعی، مزیت تبلیغاتی و مزیت احساسی تقسیم میشود. [30]. هر چه مزایای موجود توسط افراد سازمان بهتر نشان داده شود، روابط میان همکاران، مشتریان، شرکا و دیگر افراد مرتبط با حرفه بهتر خواهد شد. در نتیجه، این موضوع باعث بالا رفتن کارایی سازمان می شود.از طرفی بونتیس10 اذعان می دارد که یک مشخصه مخصوص سرمایه فکری این است که باعث کاهش خروج افراد از سازمان میشود. [15].
ادوینسونو سالیوان‌11 گفته اند که سرمایه ساختاری به عنوان منبعی پشتیبانی کننده شناخته میشود، و(به صورت مستقیم یا غیر مستقیم) پروسه تبدیل خلاقیت فردی به محصول می باشد. پشتیبانی انجام شده میتواند به صورت مشهود یا غیر مشهود باشد.[13]. می‌توان گفت که سرمایه ساختاری میتواند محیط را برای سرمایه انسانی فراهم کند تا بتوان برای سازمان ارزش آفرین باشد. از طرف دیگر، سرمایه انسانی به ما این امکان را میدهد تا بتوان سرمایه ساختاری را گسترش داد و در نهایت به ارزش آفرینی دست یافت و در نتیجه این دو سرمایه همدیگر را پشتیبانی می کنند.بروکینگ12 سرمایه ساختاری را متفاوت با سرمایه انسانی میداند، به این دلیل که سرمایه انسانی به منزله دانش متعلق به سازمان به عنوان یک مجموعه واحد است و می تواند از سازمان خارج شود، در حالی که سرمایه ساختاری در سازمان ماندگار است. ادوینسون و جلسیس در ادامه گفته اند که میتوان سرمایه ساختاری را در قدم بعدی به سرمایه مشتری و سرمایه سازمانی تقسیم بندی کرد. [19].
بر اساس گفته های جلسیس، سرمایه سازمانی به شرکت ها این امکان را میدهد تا بتوانند در مسیر سیستماتیک پیش بروند.بر اساس گفته‌های جلسیس، آلبور و کانان13 این سرمایه در مرحله بعدی شامل ابتکار، پروسه انجام کار، فرهنگ و رهبری میشود. سرمایه مشتری ارزش آفرینی انجام شده از طریق رابطه ایجاد شده بین سازمان و مشتری، تامین کنندگان، اتحادیه های صنعتی و بازار است. مثال هایی از سرمایه مشتری به قرار زیر است: تصویر سازمان، وفاداری مشتری، رضایت مشتری، ارتباطات با تامین کنندگان، قدرت اقتصادی، ظرفیت چانه زنی و تعامل با هویت های اقتصادی و فعالیت های محیطی.[32]. در این راستا استوارت14 اذعان داشته است که سرمایه‌گذاری تنها در یک بخش از اجزای سرمایه فکری کافی نیست به این دلیل که این اجزا همدیگر را برای رسیدن به سرمایه فکری پشتیبانی میکنند. در نتیجه، هر سازمان دارای سه جزء از سرمایه فکری ولی با نسبت های متفاوت است. در زمان انتخاب و سرمایه‌گذاری، آنالیزورهای مالی به اطلاعات مربوط به سرمایه فکری توجه نمیکنند و تنها به مدیریت سازمان، استراتژی، و محیط تجارت توجه می کنند و مسائل مدیریتی تاثیرگذارترین فاکتور در تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاری و انتخابهای منطقی آنالیزورها است. از این رو نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری یک سهم به عنوان معیار خوبی برای پاسخ گویی سرمایه گذاران معرفی شده است. هر چه نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سهم بیشتر باشد بازار با دید بهتری به آن سهم نگاه می کند.[51].
به صورت خلاصه میتوان اجزای سرمایه فکری را به صورت زیر معرفی و تعریف نمود:
الف- سرمایه انسانی: شامل دانش، مهارت و توانایی کارکنان سازمان می‌شود. محققان عموما بر اهمیت بیشتر سرمایه انسانی نسبت به دو نوع دیگر سرمایه‌های فکری(سرمایه ساختاری و سازمانی) تاکید کرده‌اند. چرا که سرمایه انسانی، تاثیر قابل توجهی بر سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری دارد. سرمایه انسانی میتواند ازطریق قرار گرفتن افراد در گروههای کاری، سازمانها، دسته‌ها و شبکه‌ها ایجاد شده و ارتقا یابد.
ب- سرمایه ساختاری: سرمایه و دارایی تحت تملک سازمان است و حتی زمانی که کارکنان سازمان را ترک میکنند در سازمان وجود دارد سرمایه ساختاری عبارتست از هر آنچه که در شرکت باقی می ماند پس از آنکه کارکنان به هنگام شب به خانه میروند .
ج- سرمایه رابطه‌ای یا سرمایه مشتری: شامل دانش موجود در همه روابطی است که سازمان با مشتریان، رقبا، تامین‌کنندگان، انجمنهای تجاری یا دولت برقرار میکند و عاملی تعیین کننده در تبدیل سرمایه فکری به ارزش بازاراست.
تعاریفی از سرمایه فکری
مطالعات زیادی بر روی رابطه ارزش شرکت‌ها با اطلاعات غیر اقتصادی از جمله سرمایه فکری بر روی تصمیم‌گیریهای سرمایه‌گذاری انجام گرفته است.در مورد سرمایه فکری، تعریف مشترکی وجود ندارد و پژوهشگران تعاریف گوناگونی ارائه داده‌اند، که در ادامه به برخی از آنها اشاره خواهد شد:
بر اساس گفته های بونتیس15در سال 1996 سرمایه فکری یک موجودیت پیچیده و گریزان 16 است اما زمانیکه کشف شود و مورد استفاده قرار گیرد سازمان را قادر می سازد تا با یک منبع جدید در محیط رقابت کند. بر اساس گفته های وی سرمایه فکری تشکیل شده از دارایی هایی است که نمیتوان بر روی آنها قیمت گذاشت، که از جمله آنها تجربه، دانش و توانایی یادگیری سازمانی است. [13].
از نظر بروکینگ17 سرمایه فکری به ترکیب دارایی های نامشهود شرکت گفته می شود که شرکت را قادر به عمل کردن می کند.[19].
روس18 و همکارانش در سال 1997 سرمایه فکری را اینگونه معرفی کرده‌اند سرمایه فکری شامل کلیه فرآیندها و دارایی‌هایی است که بطور معمولی و سنتی در ترازنامه نشان داده نمی‌شود و همچنین شامل آن دسته از دارایی‌های نامشهود (مانند علایم تجاری،برند یا نام‌های تجاری و حق امتیاز) میشود که روش‌های حسابداری مدرن آنها را در نظر می‌گیرد. آنها همچنین اذعان داشته‌اند که سرمایه فکری حاصل جمع دانش اعضای یک سازمان و کاربرد عملی آن است.[48].
طبق تعریف بونتیس19در سال 1998 سرمایه فکری جستجو و پیگیری و استفاده موثر از دانش (کالای ساخته شده) در مقایسه با اطلاعات (مواد خام) است.وی همچنین به طور ساده‌تر گفته که سرمایه فکری را میتوان با استفاده از اختلاف ارزش دفتری و ارزش بازار شرکت بیان کرد. [14].
از نظر موریتسن20 سرمایه فکری دانش سازمانی وسیع و گسترده ای است که برای هر شرکت منحصر بفرد است و به شرکت اجازه می دهد تا بطور پیوسته خود را با شرایط در حال تغییر و تحول انطباق دهد. [41].

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

هانسن21 در سال 1999 سرمایه فکری را اینگونه تعریف کرده: سرمایه فکری دانش موجود در سازمان است و در دو سطح فردی و سازمانی مطرح می شود که سطح فردی شامل دانش، مهارت و استعداد بوده و در سطح سازمانی شامل مواردی مانند پایگاه داده خاص هر مشتری، تکنولوژی و روشها و فرایندهای سازمانی و فرهنگی است.[28].
بر اساس گفته های گوپتا22و همکارانش در سال 2001 سرمایه فکری به مجموعه منحصر بفردی از منابع مشهود و نامشهود شرکت اطلاق می‌گردد.[27].
طبق گفته های سیسارمان23 و همکارانش در سال 2002 سرمایه فکری تفاوت میان ارزش بازار و هزینه جایگزینی دارایی‌های سازمان خواهد بود.[49].
بونتیس24 اذعان داشته که اندازه گیری دارایی‌های نامحسوس غالباً دشوار است و مستلزم شمار زیادی از متغیرهای سازمانی و فردی می باشد. هم چنین او معتقد است که سرمایه انسانی بر ارزش تجمعی سرمایه‌گذاری، شایستگی و آینده کارکنان دلالت می کند و این اصطلاح بر ارزشی که فرد می‌تواند بیآفریند تمرکز دارد. از این رو سرمایه انسانی شامل ارزش آفرینی فردی در یک عرصه اقتصادی می‌باشد. [16].
مر25 و همکارانش سرمایه فکری را به صورت گروهی از دارایی های دانشی توصیف می‌کنند که به یک سازمان اختصاص دارند و جزء ویژگی های یک سازمان محسوب می شوند و به طور قابل ملاحظه ای از طریق افزودن ارزش به ذینفعان کلیدی سازمان به بهبود وضعیت رقابتی سازمان منجر می شود.[39].
به تجربه ثابت شده است که شایستگی های سازمان عمدتاً با تجربه و تخصص افراد داخل سازمان مرتبط است. در واقع این دانش و تجربه افراد است که می تواند ارزش ایجاد کند. این مسئله از طریق فرایندهای مبادله و خلق دانش صورت می گیرد و باید توجه داشت که این شایستگی‌ها تنها بوسیله افراد و در داخل سازمان ایجاد نمی‌شود بلکه ممکن است به واسطه محیطی که سازمان در آن قرار دارد خلق شود (به طور مثال شبکه همکاری بین شرکتها در یک منطقه خاص).به طور کلی می توان گفت سرمایه فکری عبارتی است که برای تعبیرترکیبی از دارایی های نامشهود که سازمان را قادر به عملیات خلق ارزش می‌نماید اطلاق می شود.
رویکرد پراهمیت دیگر در تعریف و طبقه بندی سرمایه فکری، رویکردی است که از نقطه نظر توجه به ارزش اقتصادی پنهان و آشکار بر سرمایه فکری می نگرد. براساس تعریف سازمان همکاری و توسعه اقتصادی(OECD)26 سرمایه فکری، ارزش اقتصادی دو دسته از دارایی های نامشهود در سازمان را شامل می گردد. سرمایه سازمانی (ساختاری) و سرمایه انسانی.به طور دقیق تر سرمایه ساختاری به چیز هایی شبیه سیستم های نرم افزاری اختصاصی، شبکه های توزیع و زنجیره های تامین دلالت می کند و سرمایه انسانی شامل منابع انسانی در درون سازمان (مثلا کارکنان) و منابع خارج از سازمان ( مثلا مشتریان و مصرف کنندگان) است.
به طور کلی می‌توان گفت سرمایه فکری از نقطه نظر ایجاد امکان برقراری سامانه‌ای جهت به کارگیری اثربخش و کارای دارایی‌های نامشهود برای سازمان‌ها بسیار پر اهمیت و گران بهاست. این مفهوم به سازمان کمک می کند تا بر پایه سامانه‌ای طبیعی به عملکرد متوازن در به کارگیری دارایی‌های نامشهود، مشهود و مالی خود در فضایی هماهنگ و درون بازارهای تجاری دست یابند. طبیعت مفهومی سرمایه فکری به سازمان این امکان را می دهد تا بتواند درک درستی از مدیریت تعاملات پویا و پیچیده سرمایه انسانی، ساختاری و مشتریان دست یابد و در عین حال بتواند تبادل و تعامل مناسبی میان این سرمایه‌ها و منابع مشهود مالی سازمانی ایجاد نماید. البته در کنار منافعی که سرمایه فکری برای سازمان به ارمغان می آورد بایستی به تنگناهایی که مفهوم سرمایه فکری در حل مسائل سازمانی داراست نیز اشاره نمود.
سنجش سرمایه فکری
دلایل سنجش سرمایه فکری

بسیاری از پژوهشگران معتقد‌اند که رشد ارزش شرکتها بیش از رشد ارزش دفتریشان می‌باشد در حقیقت گزارشگری مالی سنتی نمی‌تواند ارزش واقعی شرکت را محاسبه نماید و تنها برای اندازه‌گیری ترازنامه مالی کوتاه‌مدت و دارایی‌های ملموس مورد استفاده قرار می‌گیرد.
مار27 و همکارانش با بررسی بیش از 700 مقاله در زمینه اندازه‌گیری سرمایه فکری نشان دادند که پنج هدف کلی برای اندازه‌گیری سرمایه فکری وجود دارد که به شرح زیر می‌باشند:
برای کمک به سازمانها درجهت فرموله کردن استراتژی سازمانی؛
برای ارزیابی نحوه اجرای استراتژیها؛
کمک به گسترش و تنوع تصمیم‌گیری‌های شرکت؛
جهت انجام ارزیابی‌های غیر مالی سرمایه فکری میتواند به طرحهای باز پرداخت و پاداشهای مدیران، ارتباط داده شود؛
جهت ایجاد رابطه با سهامداران خارج ازشرکت که سرمایه فکری را در اختیار دارند.
سه هدف اول از این مجموعه، به تصمیم‌گیری‌های داخلی مربوط میشود و هدف از آنها حداکثر کردن عملکرد عملیاتی شرکتها، برای ایجاد درآمد از طریق حداقل هزینه و بهبود مستمر در روابط با مشتریان و تأمین‌کنندگان و سهم بازار است. مورد چهارم به ایجاد انگیزه‌های اجرایی مربوط می‌شود و هدف پنجم به ایجاد انگیزه برای سهامداران خارج از سازمان اشاره میکند. [39].
در این میان شکاف بین ارزش بازار سازمان و ارزش خالص دارائی های مشهود که در واقع ناشی از دارائی های نامشهود تلقی می‌شود روز به روز بیشتر توجه سرمایه‌گذاران را جلب می نماید. زمانی که این شکاف کوچک باشد بازگشت سرمایه از طریق درآمد سازمان یا دست کم دارائیهای مشهود آن به شکل منطقی قابل پیش بینی خواهد بود. اما دارایی‌هایی به شکل دانش و نشان تجاری بسیار بیشتر در معرض تهدید قرار دارند و تحقق آنها دشوارتر است. ولی به هر حال سرمایه گذاران جهت درک بهتر وضعیت سازمان به شاخص هایی نیاز دارند که قابل اطمینان باشند.
اگر چه، روشهای سنتی حسابداری به طور قابل ملاحظه ای به درک ارزش کسب و کار کمک می کنند، با این وجود در یک سازمان دانش محور، که در آن دانش بخش بزرگی از ارزش یک محصول و همچنین ثروت یک سازمان را تشکیل می دهد، روشهای سنتی حسابداری، که مبتنی بر دارائی های ملموس و نیز اطلاعات مربوط به عملیات گذشته سازمان هستند، برای ارزش‌گذاری سرمایه فکری، که بزرگترین و ارزشمندترین دارائی برای بسیاری از سازمانها است، ناکافی هستند. [59]. دیدگاه اندازه‌گیری سرمایه فکری بر چگونگی ایجاد مکانیزم های اندازه گیری جدید برای گزارش دهی متغیر های غیر مالی یا کیفی سرمایه فکری در کنار داده های سنتی، کمی یا مالی متمرکز است. [31]. در مقایسه با حسابداری مالی سنتی، اندازه گیری سرمایه فکری موضوعات مهمی، مثل سرمایه انسانی، رضایت مشتری و نوآوری را در بر می‌گیرد. بنابراین، رویکرد سرمایه فکری برای سازمانهایی که می خواهند از ارزش عملکردشان به خوبی آگاهی داشته باشند، جامعتر است. تفاوت‌های بین این دو رویکرد معنی‌دار هستند، در حالیکه حسابداری مالی به گذشته گرایش دارد، اندازه‌گیری سرمایه فکری آینده‌نگر است. اندازه‌گیری سرمایه فکری واقعیت‌های نرم (کیفیت ها) را در بر می گیرد، در حالیکه حسابداری مالی واقعیت های سخت (کمیت ها) را اندازه‌گیری می‌کند. اندازه‌گیری سرمایه فکری بر ایجاد ارزش تمرکز دارد، در حالیکه حسابداری مالی بازدهی عملیات گذشته و جریان نقدینگی را منعکس می‌سازد. به تدریج مشخص شده است که اندازه گیری مالی سنتی در هدایت تصمیم‌گیری استراتژیک ناکافی است. [57]. در نتیجه باید با اندازه‌گیری سرمایه فکری تکمیل یا حتی جایگزین شود. در اینصورت، مدیران به خوبی می‌توانند از وضعیت موجود (نقاط قوت و ضعف) مدیریت سرمایه فکری سازمان مطلع شوند. به طور مشخص، اندازه‌گیری سرمایه فکری در تصدیق توانایی سازمان برای تحقق اهداف استراتژیک، نمایش تحقیق و توسعه، فراهم ساختن اطلاعات پشتیبانی برای بهبود پروژه‌ها و تأیید اهمیت برنامه‌های تحصیلی و آموزشی مفید است. اندازه‌گیری سرمایه فکری به عنوان یک روش مهم مدیریت بازاریابی و کسب و کار استراتژیک نیز، بیش از اینکه یک ابزار ارتباط با سهامداران یا سرمایه گذاران باشد، به عنوان یک ابزار مدیریت درون سازمانی مفیدتر خواهد بود. [59]. بنابراین، چون شناسایی سرمایه فکری یک مسأله استراتژیک کلیدی است، در نتیجه، وضعیت موجودش بایستی به طور منظم به هیئت مدیره گزارش داده شود. در یک جمله، اندازه‌گیری سرمایه فکری برای مدیریت سرمایه فکری مهم است؛ بدین معنی که مدیریت موثر سرمایه فکری به اندازه‌گیری موثر آن بستگی دارد. بر اساس گزارش‌های ارائه شده، یک تعداد از شرکت‌ها شروع به پیگیری، ارزش‌گذاری و ایجاد ابزارهایی برای حمایت از سرمایه فکری سازمان کرده‌اند28. با این وجود، شاید هنوز نیمی از مدیران کسب و کارها برای کسب مزیت از این دانش آمادگی ندارند. [55]. یک بانک فکری سوئیسی در نتیجه مطالعات خود درباره سرمایه فکری دریافت که به دلیل فقدان اندازه گیری سرمایه فکری تنها 20 درصد از دانش موجود یک سازمان در عمل مورد استفاده قرار می گیرد. [19]. اندازه گیری سرمایه فکری از اواسط دهه 1990 یک حوزه تحقیقاتی برای محققان و دست اندرکاران سازمانها شده است. هر دو گروه تلاشهای زیادی برای اندازه گیری و ارزشیابی سرمایه فکری انجام داده اند.
از طرف دیگر اکثر شرکت هایی که سرمایه فکری شان را اندازه‌گیری می‌کنند. همچنین بر مبنای نتایج حاصل از اندازه‌گیری های خود گزارش سرمایه فکری سازمان را تهیه می کنند. برخی از شرکت‌های پیشرو شروع به انتشار این گزارش‌ها کرده‌اند، بسیاری از آنها با درصدی از خطا، با ایجاد شاخص‌های جدید، سرمایه فکری خود را اندازه‌گیری می‌کنند. این شرکتها گزارش‌های سرمایه فکری خود را، در پرتو تجربه خود در زمینه مدیریت دانش و نیز اندازه‌گیری سرمایه فکری یا تجربه سایرین، تهیه می‌کنند. شرکتهای اروپایی به طور مشخص در بحث اندازه‌گیری و گزارش دهی سرمایه فکری پیشرو هستند. این روند در شرکت های سوئدی و دانمارکی شروع شد، سپس به جنوب اروپا گسترش یافت. واقعیت مهم دیگر این است که ابتکار عمل اندازه‌گیری و گزارشگری سرمایه فکری از دنیای مدیریت ظهور پیدا کرد، بسیار قبل از اینکه انجمن‌های حسابداری به ابراز نگرانی درباره این منبع سازمانی مبتنی بر دانش شروع کنند. در این مورد، ابتکار عمل یک گروه از شرکت‌های پیشرو آغازگر اقدام مشابه سایر شرکت‌ها شد و همچنین باعث بیداری انجمن‌های حسابداری و دانشگاه‌ها گردید.
بدون شک این واقعیت که شرکت‌ها شروع به تهیه و گزارش سرمایه فکری شان کرده اند بسیار مثبت است. اکثر شرکتها بر روی این واقعیت که سرمایه فکری به سه جزء : سرمایه انسانی، سرمایه ارتباطی و سرمایه ساختاری تقسیم می شود، توافق دارند. با این وجود، هر گزارش سرمایه فکری یک مورد منحصر به فرد است. تعداد شاخص‌های مورد استفاده برای اندازه‌گیری هر جزء سرمایه فکری، طبقه بندی آنها در درون این اجزاء، اطلاعات فراهم شده در گزارشات درباره اینکه چگونه این شاخص‌ها ایجاد می شوند و اطلاعات درباره سرمایه‌گذاری سازمانی در هر جزء، فقط اشاره به آن متغییرهایی دارند که محتوای گزارشات سرمایه فکری را متفاوت می کنند.
برخی از شرکت ها این گزارش را به طور سالانه منتشر می‌کنند. از طرف دیگر، در برخی از شرکتها این گزارش به عنوان یک مدرک جداگانه از گزارش سالانه سنتی منتشر می شود، در حالیکه در برخی دیگر از شرکت‌ها این گزارش فصلی از گزارش سالانه را تشکیل می دهد. گزارش‌های سرمایه فکری همچنین از نظر حجم مطلب متفاوت هستند، از پنج تا بیست و پنج صفحه در تغییر هستند.
نکته مهم دیگر، حرکت سازمان‌ها از معیارهای سنتی مالی مانند نرخ بازده سرمایه به سمت استفاده به سمت معیارهای مبتنی بر ارزش مانند ارزش افزوده اقتصادی (EVA)29 و ارزش افزوده بازار (MVA)30 است. از سوی دیگر برای مدیریت دانش باید همزمان از معیارهای مالی و غیر مالی استفاده کرد و سیستم های اندازه گیری یکپارچه را بکار برد. [36].
با نگاهی به شاخص‌های ارائه شده، ذکر چند نکته لازم به نظر می رسد. ابتدا اینکه، اغلب شاخص‌ها برای سازمان سهل الوصول و قابل کمی شدن است؛ دوم این شاخص‌ها نسبتاً مستقیم بوده و لزوماً نوع دانشی که بیشترین ارزش افزوده را ایجاد می کند را مشخص نمی‌نماید؛ سوم بر اساس این فهرست ممکن است فرضیاتی بدیهی پنداشته شوند که در واقع وجود نداشته باشند؛ برای مثال در صورت پایین بودن سن کارکنان این فرض وجود دارد که سازمان پویاتر و خلاق‌تر است، در حالیکه ممکن است در واقعیت چنین چیزی وجود نداشته باشد. این کمبودها نشان دهنده آن است که هنوز نیاز به اصلاح شاخص ها و تدوین شاخص هایی جدید مانند بازده چشم انداز سازمان، تعداد همکاران (شاخص دانش ضمنی) استفاده مجدد از دانش، تعامل با مشاورین و صاحب نظران، جو صمیمی بین کارکنان، آزادی اظهار نظر و مانند اینها نیاز است.
اندازه گیری دارایی های دانشی و سرمایه فکری

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید