فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده‌ها و ارائه یافته‌ها………………………………………………………………………………………………….61
1-4- آمار توصیفی……………………………………………………………………………………………………………………………………………………62
نتایج به‌دست آمده از پرسش‌نامه…………………………………………………………………………………………………………………..64
یافته‌های تحلیلی…………………………………………………………………………………………………………………………………………….70
1-3-4- آزمون فرضیه‌ها……………………………………………………………………………………………………………………………………………70
2-3-4- تحلیل رگرسیون………………………………………………………………………………………………………………………………………….76
4-4- سایر یافته‌های پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………………….78
فصل پنجم: نتیجه‌گیری و پیشنهادات……………………………………………………………………………………………………………………….81
1-5- نتایج بررسی یافته‌های تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………………82
2-5- تحلیل سایر یافته‌های تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………………..85
3-5- پیشنهادات…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………86
1-3-5- پیشنهادات کاربردی……………………………………………………………………………………………………………………………………..86
2-3-5- پیشنهادات برای پژوهش‌های آتی………………………………………………………………………………………………………………..87
4-5- محدودیت‌های تحقیق……………………………………………………………………………………………………………………………………….87
منابع و ماخذ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..88
پیوست یک:پرسشنامه……………………………………………………………………………………………………………………………………………….100
فهرست جداول
جدول 1-2- سیر تکامل مفهوم کارآفرینی………………………………………………………………………………………………………………….16
جدول 1-3- تقسیم بندی سوالات بر اساس متغیرها…………………………………………………………………………………………………54
جدول2-3- مقدار آلفای کرونباخ هر متغیر…………………………………………………………………………………………………………………56
جدول3-3- انواع مقیاس های اندازه گیری متغیرها…………………………………………………………………………………………………..57
جدول1-4- توزیع فراوانی و درصد جنسیت……………………………………………………………………………………………………………….62
جدول2-4- توزیع فراوانی و مقطع تحصیلی………………………………………………………………………………………………………………63
جدول3-4- توزیع فراوانی و وضعیت اشتغال……………………………………………………………………………………………………………..64
جدول4-4- بررسی رابطه میان قصد کارآفرینانه و توسعه محصول جدید………………………………………………………………..70
جدول5-4- بررسی رابطه میان قصد کارآفرینانه و ساخت محیط نوآورانه……………………………………………………………….71
جدول6-4- بررسی رابطه میان قصد کارآفرینانه و رابطه با سرمایه گذاران………………………………………………………………72
جدول7-4- بررسی رابطه میان قصد کارآفرینانه و شناسایی هدف اصلی………………………………………………………………….73
جدول8-4- بررسی رابطه میان قصد کارآفرینانه و رویارویی با چالشهای غیر منتظره……………………………………………..74

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

جدول9-4- بررسی رابطه میان قصد کارآفرینانه و توسعه منابع انسانی……………………………………………………………………75
جدول10-4- خلاصه مدل رگرسیون………………………………………………………………………………………………………………………..76
جدول11-4- تحلیل واریانس……………………………………………………………………………………………………………………………………..76
جدول12-4- ضرایب استاندارد و غیر استاندارد رگرسیون……………………………………………………………………………………….77
جدول13-4- آمار توصیفی مربوط به وضعیت موجود متغیرها…………………………………………………………………………………79
جدول14-4- نتایج آزمون t یک نمونه ای………………………………………………………………………………………………………………..79
جدول15-4- رابطه میان قصد کارآفرینانه و وضعیت اشتغال…………………………………………………………………………………..80
جدول16-4- آزمون پیرسون برای رابطه قصد کارآفرینانه و وضعیت اشتغال………………………………………………………….80
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1) مقدمه
گردهم آمدن همزمان عوامل تولید، شامل منابع طبیعی، نیروی کار، سرمایه و نیروی متخصص در یک کشور ضرورتاً توسعه آفرین نیستند. پدیده توسعه نیازمند نیروهای مبتکر و کارآفرین و فضای مناسب است که ترکیب مطلوبی از عوامل مختلف را در شرایطی معین برای نیل به هدفی خاص به‌وجود‌ آورد. عصر امروز، عصر کارآفرینی است، کارآفرینان به‌عنوان ارزش‌آفرینان، انقلابی را برانگیخته‌اند که اقتصاد جهانی را تغییر داده است. کارهای جدید تاثیرات مثبت اقتصادی فراوانی از جمله شور و نشاط بخشی به اقتصاد بازار دارد (ربانی و انصاری، 1384).
اهمیت کارآفرینی به‌عنوان عامل حیاتی ثبات و رشد اقتصادی کشورها روز به روز توجه بیشتری را از سوی محققان، برنامه‌ریزان و سیاست‌گزاران معطوف خود می نماید. و همین امر توجه به قصد کارآفرینی به‌عنوان قوی‌ترین پیش‌بینی کننده فعالیت‌های کارآفرینانه را در سال‌های اخیر برجسته‌تر نموده ‌است. اما بررسی ادبیات تحقیقات کارآفرینی با محوریت عوامل موثر بر قصد کارآفرینی و خودکارآمدی کارآفرینانه به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل موثر بر قصد، از ناچیز بودن تحقیقات فوق به ویژه در حوزه کارآفرینی دانشجویان و دانش‌آموختگان آموزش‌عالی خبر می‌دهد. بنابراین اندک بودن تحقیقات خارجی و فقدان تحقیقات داخلی ما را بر آن داشت تا پژوهش حاضر را به مقوله کارآفرینی دانشجویان و دانش‌آموختگان آموزش‌عالی اختصاص دهیم.
اما به منظور ترسیم تصویری کلی از ساختار پژوهش و ارائه اطلاعات لازم در خصوص چرایی و چگونگی پژوهش، این فصل به ارائه طرح و کلیات اختصاص یافته است. در ادامه این فصل به منطق و دلیل اصلی انجام پژوهش، اهداف کلیدی، چگونگی اجرای پژوهش و بیان مشکلات و تنگناهای کلی تحقیق پرداخته شده است. فصول بعدی به بیان مشروح موارد قید شده در این بخش اختصاص دارد.
2-1) بیان و تشریح موضوع
مطالعات و بررسی‌ها نشان می‌دهد افزایش فعالیت‌های کارآفرینانه، منجر به افزایش تولید ناخالص ملی و در نتیجه افزایش درآمد ملی، رفاه و آسایش در جامعه می‌گردد (زالی، رضوی، 1387).
یکی از اهداف برنامه‌های آموزشی کارآفرینی ایجاد و تقویت قصد کارآفرینانه کارآفرینان بالقوه به‌ویژه دانشجویان می‌باشد. به‌همین دلیل تحقیقاتی که در دنیا برای قصد کارآفرینانه انجام می‌شود، عمدتا مربوط به دانشجویان است چرا که قصد کارآفرینانه بهترین و مهم‌ترین متغیر پیش‌بینی کننده رفتار کارآفرینانه است. به عبارت دیگر به احتمال خیلی زیاد، افزایش قصد کارآفرینانه منجر به افزایش فعالیت‌های کارآفرینانه و در نتیجه توسعه کارآفرینی می‌شود.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

از این رو هدف بسیاری از کشورها افزایش میزان و سطوح کارآفرینی و به‌ویژه قصد کارآفرینانه می‌باشد. به همین دلیل یکی از متغیرهای مهم در پژوهش سالانه دیده‌بان جهانی کارآفرینی1 (GEM) به‌عنوان بزرگترین پژوهش میدانی کارآفرینی در جهان، قصد کارآفرینانه است. به همین دلیل شناخت بهتر عوامل موثر بر شکل‌گیری قصد، درک ما را از کارآفرینی افزایش می‌دهد (Krueger,Karsrud1993:277).
بر اساس نتایج برنامه 2008 GEM بین قصد کارآفرینانه و فعالیت کارآفرینانه به میزان 48 درصد همبستگی وجود دارد (Bosma & Levie, 2008).
بر طبق نظر بوسما2(2008) می‌توان گفت افزایش قصد کارآفرینانه در یک جامعه، نرخ رخداد انواع فعالیت‌های کارآفرینانه را افزایش می‌دهد.
تئوریسین‌های کارآفرینی عقیده دارند که خودکارآمدی نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری قصد کارآفرینی دارد. به‌عنوان نمونه بوید3 و وزیکیس4 (1994) بیان می‌دارند که خودکارآمدی، توسعه قصد کارآفرینی را تحت تاثیر قرار می‌دهد و در شکل‌گیری کسب‌و‌کار تاثیر دارد. به بیان دیگر قصد شروع کسب‌و‌کار، تا رسیدن به مرحله عمل، به باور افراد درباره موفقیت‌شان بستگی دارد.
محققان در مطالعات بسیاری به بررسی عوامل موثر بر قصد کارآفرینی از جمله خودکارآمدی پرداخته‌اند و مدل‌های بسیاری ارائه کرده‌اند. به‌عنوان نمونه کروگر5 و برازیل6 (1994) در مدل امکان سنجی قصد کارآفرینی خود متغیری به نام “خودکارآمدی دسترسی به کسب‌و‌کار” را مطرح کردند که بر اساس آن هر چه اعتماد فرد به خود در شکل‌گیری وظایف کارآفرینی بیشتر باشد درصد امکان سنجی آن کسب‌و‌کار بیشتر است.
از این رو در این پژوهش تلاش شده است تا متغیر خودکارآمدی کارآفرینانه به‌عنوان یک عامل موثر بر قصد کارآفرینی مورد بررسی قرار گرفته و رابطه آن دو سنجیده شود.
با توجه به این‌که اکثریت افرادی که امروزه بازار کار را تشکیل می‌دهند دانشجویان هستند، لذا می‌بایست توانایی ورود به این بازار در آن‌ها تقویت شود. در صورتیکه انگیزه و تمایل دانشجویان جهت راه‌اندازی کسب‌و‌کار ارتقا یابد و زمینه‌ای فراهم گردد تا مهارت‌های این امر در جامعه دانشجویان افزایش یابد، وابستگی آن‌ها به ارگان‌های دولتی و غیر‌دولتی کاهش یافته و با سرعت و سهولت بیشتری قادر به استفاده از دانش خود خواهند بود. در این صورت نه‌تنها نرخ بیکاری کاهش خواهد یافت بلکه جامعه از نظر اقتصادی پویاتر می‌شود. علاوه بر این دانشجویان هدفمندتر فارغ التحصیل خواهند شد.
این پژوهش در میان دانشجویان رشته مدیریت دانشگاه علامه طباطبایی انجام می‌شود و به بررسی تاثیر خودکارآمدی بر قصد کارآفرینی با استفاده از شاخص‌های خودکارآمدی می‌پردازد.
3-1) ضرورت و اهمیت انجام تحقیق
کارآفرینی به‌عنوان عامل رشد و توسعه اقتصادی هر کشور، ثابت شده و غیر قابل انکار است. با توجه به اهمیت آن اگر در کشوری به این موضوع توجه نشود، آن کشور به سوی رشد و توسعه گام برنمی‌دارد. در مورد رفتار و قصد کارآفرینی تحقیقات زیادی در حوزه‌های مختلف علمی از جمله روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و حوزه‌های دیگر انجام شده‌است. در این تحقیقات به عوامل موثر بر قصد کارآفرینی پرداخته شده ولی به متغیر خودباوری کارآفرینانه به‌عنوان یک عامل موثر بر قصد توجه چندانی نشده است، بنابراین پرداختن به این متغیر جای بررسی و تحقیق فراوان دارد.
تحقیقات نشان می‌دهد که خودکارآمدی کارآفرینانه، پیش‌بینی کننده مهم قصد کارآفرینانه است (Baughn2006,krueger2000,Peterman&kennedy2003,segal et.al 2002).
باورهای مربوط به خودکارآمدی افراد را از راه‌های گوناگون تحت تاثیر قرار می‌دهد. خودکارآمدی به‌تدریج در اثر توسعه مهارت‌های اجتماعی، زبان‌شناسی و شناختی که حاصل تجربیات است به‌وجود می‌آید (Bandura1982,gist1987:280). افراد با درجه خودکارآمدی پایین نسبت به افراد با درجه بالا بسیار متفاوت فکر و رفتار می‌کنند (Bandura1986,Eden1992:280).
علاوه بر این، بر اساس گزارش سال 2009 سازمان GEM، رتبه ایران در قصد کارآفرینی در میان 54 کشور 14 می‌باشد.
مطابق برنامه GEM، در ایران در سال 1387 تقریبا 37 درصد مردم قصد داشته‌اند که در سه سال آینده کسب‌و‌کاری را راه‌اندازی کنند. این شاخص در سال 1388 برابر با 28.8 درصد بوده‌است که نسبت به سال قبل از آن هشت درصد کاهش یافته است (Bosma & levie, 2008 , 2009). اما مجددا در سال 2010 (1389خورشیدی) به میزان 32.72 درصد رسیده است.
این آمار نشان می‌دهد که با ارتقاء سطح عوامل موثر بر قصد کارآفرینی می‌توان این رتبه را افزایش داد. بنابراین بررسی عوامل موثر بر قصد و اهمیت آن، ما را بر آن داشت تا به‌طور اخص خودکارآمدی کارآفرینانه را مورد مطالعه قراردهیم.
علاوه بر موارد یاد شده، با توجه به این‌که در تحقیقات و پژوهش‌های انجام گرفته در زمینه قصد کارآفرینی به بررسی خود کارآمدی به‌طور اخص و شاخص‌های اندازه‌گیری آن کمتر پرداخته شده‌است، نیاز است که با انجام تحقیقاتی این‌چنین، جهت استفاده در تحقیقات آتی و مجامع علمی این متغیرها بیشتر مورد بررسی قرار گیرند.
دانشجویانی که در این پژوهش به‌عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفتند، در رشته‌های مدیریت مشغول به تحصیل بوده‌اند. بنابر این نیاز آن‌ها به درک رفتار کارآفرینی و ایجاد تمایل و انگیزه جهت راه اندازه‌گیری کسب‌و‌کار می‌تواند از طریق انجام این پژوهش مرتفع گردد.
با توجه به موارد ذکر شده، لزوم انجام این تحقیق برای محقق مسلم شد و تلاش شد تا در این پژوهش جهت رفع نقاط ابهام در زمینه تاثیر خودکارآمدی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینی گامی برداشته شود.
4-1) اهداف انجام تحقیق
هدف اصلی انجام این تحقیق بررسی تاثیر خودکارآمدی کارآفرینانه بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی می‌باشد.
اهداف فرعی عبارتند از:
بررسی تاثیر مهارت شناخت فرصت‌های بازار و توسعه محصول جدید بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی.
بررسی تاثیر مهارت ایجاد محیط نوآورانه بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی.
بررسی تاثیر مهارت ایجاد رابطه با سرمایه‌گذاران بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی.
بررسی تاثیر مهارت شناسایی هدف اصلی بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی.
بررسی تاثیر مهارت رویارویی با چالش‌های غیر‌منتظره بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی.
بررسی تاثیر مهارت توسعه منابع انسانی بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی.
5-1) فرضیه‌های تحقیق
فرضیه اصلی این تحقیق عبارتست از:
خودکارآمدی کارآفرینانه بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی تاثیر دارد.
فرضیه‌های فرعی:
– مهارت شناخت فرصت‌های بازار و توسعه محصول جدید بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی تاثیر دارد.
– مهارت ایجاد محیط نوآورانه بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی تاثیر دارد.
– مهارت ایجاد رابطه با سرمایه‌گذاران بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی تاثیر دارد.
– مهارت شناسایی هدف اصلی بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی تاثیر دارد.
– مهارت رویارویی با چالش‌های غیرمنتظره بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی تاثیر دارد.
– مهارت توسعه منابع انسانی بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی تاثیر دارد.
6-1) سؤالات تحقیق:
سوال اصلی:
آیا خودکارآمدی کارآفرینانه بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی تاثیر دارد؟
سوالات فرعی:
– آیا مهارت شناخت فرصت‌های بازار و توسعه محصول جدید بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی تاثیر دارد؟
– آیا مهارت ایجاد محیط نوآورانه بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی تاثیر دارد؟
– آیا مهارت ایجاد رابطه با سرمایه‌گذاران بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی تاثیر دارد؟
– آیا مهارت شناسایی هدف اصلی بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی تاثیر دارد؟
– آیا مهارت رویارویی با چالش‌های غیرمنتظره بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی تاثیر دارد؟
– آیا مهارت توسعه منابع انسانی بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی تاثیر دارد؟

7-1) قلمرو تحقیق
این تحقیق از نظر موضوعی در حوزه مدیریت کارآفرینی می‌باشد.
1-7-1) قلمرو مکانی تحقیق
قلمرو مکانی این تحقیق دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی است.
2-7-1) قلمرو زمانی تحقیق
قلمرو زمانی این تحقیق از زمان تصویب طرح تحقیق پایان‌نامه تا نیمه اول سال 1391 در نظر گرفته شده است.
زمان جمع‌آوری پرسش‌نامه خرداد ماه سال 91 می‌باشد.
3-7-1 )قلمرو موضوعی تحقیق
در تحقیق پیش رو، تنها دو متغیر امکان عینی (خودکارآمدی) و قصد کارآفرینی از مدل لینان مورد بررسی قرار گرفته است.
8-1) روش انجام تحقیق
نوع تحقیق بر اساس هدف، کاربردی بوده و روش آن بر اساس نحوه گردآوری دادهها، توصیفی و از نوع پیمایشی است.
9-1) تعریف واژگان و اصطلاحات تخصصی تحقیق
1-9-1) کارآفرینی7: ایجاد یک کسب‌و‌کار جدید (Shook,priem&mcgee2003) که شامل فرصت‌ها، پذیرش ریسک و توانایی تبدیل ایده به واقعیت است (kuratko&hodgetts2007).
2-9-1) خودکارآمدی کارآفرینانه8: باور فرد به این‌که ظرفیت و توانایی این را دارد که به‌طور موفقیت آمیز وظایف و نقش‌های یک کارآفرین را ایفا کند (Boyd&visikis1994,scherer1989)
باور این‌که فرد توانایی انجام وظیفه‌ای را دارد، و باور فرد به این‌که می‌تواند به‌طور مفید از این مهارت‌ها برای دستیابی به هدف مورد نظر استفاده کند.
3-9-1) قصد کارآفرینی9: آگاهی و باور آگاهانه فردی که می‌خواهد یک کسب‌و‌کار مخاطره آمیز جدید را راه‌اندازی نموده و قصد دارد که این کار را در آینده انجام دهد (Nabi&Linan,2011).
کروگر (1994) قصد کارآفرینانه را این‌گونه تعریف میکند: تعهد و تصمیم برای انجام دادن رفتاری که برای خلق یک کسب‌و‌کار کوچک ضروری است.
فصل دوم
ادبیات نظری و پیشینه
تحقیق
1-2) مقدمه
کارآفرینی مفهومی است که همراه با خلقت بشر وجود داشته‌است. مروری بر ادبیات کارآفرینی نشان می‌دهد که مفهوم کارآفرینی اولین بار توسط اقتصاددانان مطرح شد. سپس با توجه به اهمیت و نقش کارآفرینی در شکل‌گیری تحولات اقتصادی در جوامع، دانشمندان علوم اجتماعی نیز به بررسی ویژگی‌های فردی و اجتماعی کار‌آفرینی پرداختند (2008:281 Baren، 1991:209 Ajzen).
کارآفرینی یکی از مهمترین عوامل توسعه اقتصادی به‌شمار می‌رود که منافع متنوعی را برای جامعه به دنبال دارد. وان درلیند10(2000) معتقد است که در میان همه مهارت‌های مورد نیاز فارغ‌التحصیلان، مهارت کارآفرینی ارزشمندترین مهارتی است که اشخاص هوشمند برای مقابله با چالش‌های اساسی قرن بیست و یکم به‌ویژه معضل بیکاری باید به آن مجهز باشند. بر طبق نظر کمیسیون اروپا (2003) و وانپراگ و ورسلود11 (2007) کارآفرینی موجب نوآوری، ایجاد شغل، توسعه منابع انسانی و برآوردن رضایت مشتریان می گردد. اما تحقیقات بوسما و همکاران12 (2008) نشان می‌دهد که فقط درصد کمی از جامعه وارد فعالیت‌های کارآفرینانه می‌شوند. چنین شواهدی محققین را در به‌کارگیری مدل‌ها و تئوری‌های شناختی‌- اجتماعی برای شناسایی قصد کارآفرینی به‌ویژه در راستای برنامه‌ریزی‌های شغلی جوانان تحت تأثیر قرار داده‌است ((van Gelderen ,2008 .

2-2 ) مفهوم‌شناسی کارآفرینی
بیش از نیم قرن است که کارآفرینی به‌عنوان یک حوزه علمی مورد توجه دانشگاه‌های معتبر دنیا مانند هاروارد13، بابسون14، ام آی تی15، سیاست‌گزاران و برنامه‌ریزان سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی از جمله سازمان بین‌المللی کار و بانک جهانی بوده‌است. اما در سال‌های اخیر توسعه کارآفرینی به‌عنوان پارادایم نوین توسعه، پارادایم سازمان و مدیریت مورد توجه بسیاری از کشورهای نه‌تنها توسعه یافته بلکه جوامع در حال توسعه قرار گرفته‌است. امروزه توسعه کارآفرینی به کاربردی‌ترین و عملی‌ترین استراتژی توسعه و پیشرفت جوامع توسعه یافته و در حال توسعه تبدیل شده‌است. طی سال‌های اخیر بسیاری از کشورهای در حال توسعه کارآفرینی و فعالیت‌های کارآفرینانه در سطوح مختلف جامعه اعم از خانواده، محله، شهر و روستا را هدف خود قرار داده اند (طرح تحقیقاتی ارزیابی شاخص‌های کارآفرینی در کشور بر اساس مدل دیده‌بان جهانی کارآفرینی، 1388، ص12).
دامنه تاثیرات کارآفرینی بر جامعه بسیار وسیع است، از تغییر در ارزش‌های اجتماعی تا رشد شتابان اقتصادی. محققین تغییرات مختلفی را که رواج فرهنگ کارآفرینی در یک جامعه ایجاد می‌کند بررسی کرده و آثار آن را از دیدگاه‌های متفاوت مورد بحث قرار داده‌اند (سلمانی‌زاده، 1385، ص 25). برخی از تاثیرات ذکر شده عبارتند از:
ایجاد ثروت
اشتغال‌زایی
ایجاد و توسعه فن‌آوری
ترغیب و تشویق سرمایه‌گذاری
شناخت، ایجاد و گسترش بازارهای جدید
افزایش رفاه
ساماندهی و استفاده اثربخش از منابع
کارآفرین در زبان فرانسه ابتدا به کسی اطلاق می‌شد که گروه موزیک یا دیگر فعالیت‌های تفریحی و سرگرم‌کننده را ساماندهی می‌کرد. سپس در اوایل قرن شانزدهم میلادی این مفهوم برای کسانی به‌کار برده ‌شد که به مأموریت‌های نظامی اعزام می‌شدند. به تدریج این واژه در قرن هفدهم کاربرد بیشتری پیدا کرد و فعالیت‌های مهندسی، همچون امور ساختمانی را شامل شد. با شروع قرن هجدهم این اصطلاح برای فعالیت‌های اقتصادی نیز به‌کار گرفته ‌شد. در این قالب مفهوم کارآفرین، بیش از چهار قرن مسیر تکاملی خود را پیمود. از این زمان به بعد بود که واژه کارآفرین برای فعالیت‌های متنوع و در قالب دیدگاه‌های مختلف مطرح شد (شاه‌حسینی، 1383؛ 3).
کارآفرینی واژه‌ای است نو که از معنی کلمه‌اش نمی‌توان به مفهوم واقعی آن پی‌برد. این واژه به جای کلمه Entrepreneurship به‌کار می‌رود که در اصل از کلمه فرانسوی Enterprender به‌معنای متعهد شدن نشأت گرفته‌است. بنابر تعریف واژه‌نامه وبستر “کارآفرین کسی است که متعهد می‌شود مخاطره یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل نماید.” (اسکندانی، 1379،ص18)
مسیر تکامل فعالان اقتصادی یا کارآفرینان نشان می‌دهد که کارآفرینی در نظریه‌های اقتصادی تبلور یافته و به‌عنوان عامل اصلی ایجاد ثروت یا موجد ارزش اقتصادی شناخته و از قرن 15 تا کنون در کانون بحث مکاتب مختلف اقتصادی قرار داشته‌است (اسکندانی، 1379،ص 7).
اما سابقه مفهوم کارآفرینی در دانش امروزی به دویست سال پیش برمی‌گردد. اولین کسی که این مسئله را مطرح کرد فردی به نام کانتیلون16 است. بررسی موشکافانه تحقیقات بیانگر این واقعیت است که شناخت کارآفرینان به قرن هفدهم بر میگردد یعنی زمانی‌که ریچارد کانتیلون17، اقتصاددان فرانسوی فعالیت مخاطره‌پذیری را منتسب به کارآفرینی دانست. در همان دوره در انگلستان انقلاب صنعتی در شرف وقوع بود و کارآفرینان نقش محسوسی در خطرپیشگی و تبدیل منابع داشتند (کوراتکو، 2001، ترجمه محرابی، ص51)18.
این واژه دست‌خوش تعاریف جدید شده و ترجمه‌ی آن در ایران به معنای همان کسی است که زیر بار تعهد مسئولیت برای راه‌اندازی کسب‌و‌کار می‌رود. امروزه بسیاری از شرکت‌ها به لزوم کارآفرینی پی‌برده‌اند. ادبیات کارآفرینی وسیع، پیچیده و چندجانبه است و پل ارتباطی بین علوم مختلف مثل روانشناسی و اقتصاد و علوم اجتماعی و… است. (احمدپور داریانی، 1381،ص102)
از دیدگاه یوسف 19(2008) کارآفرینی دربرگیرنده مفهوم انجام کارها به شیوه‌ای متفاوت از روش‌های معمول موجود می‌باشد. کارآفرینی فرآیند پویای ایجاد ثروت فزاینده می‌باشد. در کارآفرینی صرفا دارا بودن ایده‌های جدید کافی نیست بلکه آن‌ها باید به تولید موفقیت آمیز، جذب و بهره‌برداری از هر چیز بدیع در جامعه از طریق نوآوری منجر گردد. به‌همین دلیل بسیاری از محققان، نوآوری و کارآفرینی را دو مفهوم بسیار نزدیک و مشابه تلقی می‌کنند. کارآفرین شتاب‌دهنده تغییرات در جهان تجارت است. او اندیشمندی مستقل است که جرات می‌کند در محیطی از رویدادهای متداول متفاوت باشد. کارآفرین کسی است که سازماندهی، مدیریت و پذیرش مخاطرات یک شرکت تجاری را عهده‌دار می‌شود.
طی سال‌های اخیر کارآفرینان آن‌قدر کارهای فراوانی انجام داده‌اند که لازم است تعریف کارآفرینی توسعه داده‌شود. امروزه کارآفرین فردی نوآور، یا توسعه‌گراست که فرصت‌ها را تشحیص داده و آن‌ها را به چنگ می‌آورد؛ آن فرصت‌ها را به ایده‌های عملی/قابل فروش تبدیل می‌کند و از طریق پول، زمان و مهارت، با افزودن ارزش، بهره‌گیری از این فرصت‌ها را تحقق می‌بخشد (کوراتکو، 2001، ترجمه محرابی، ص51).
کارآفرینی فرآیند خلق چیز جدید و با ارزش با اختصاص زمان و تلاش لازم، در نظر گرفتن خطرات مالی، روانی و اجتماعی و در نهایت رسیدن به رضایت فردی و مالی و استقلال است (هیسریچ و پترز، ترجمه فیض بخش و تقی یاری، 1389)20.
رابرت هسیریچ21 در خصوص ماهیت و تحول کارآفرینی و این‌که کارآفرین کیست؟ کارآفرینی چیست؟ مسیر حرفه‌ای کارآفرینانه کدام است؟ چنین بیان‌ می‌دارد که سؤال‎‌هایی مانند: کارآفرینان کیستند و چگونه بر اقتصاد تأثیر می‌گذارند نشان‌دهنده توجه روزافزون بین‌المللی به کارآفرینان است (حیدری، 1387،ص 15).
کارآفرینان افرادی هستند که در جست‌و‌جوی فرصت‌هایی برای کسب سود و منفعت از طریق معرفی محصولات یا فرآیندهای تولیدی جدید و یا از طریق بررسی بازارهای جدید هستند. به‌همین نحو آن‌ها نقشی اساسی در ایجاد کار و رشد اقتصادی ایفا می‌کنند (نجاری، 1388).
در واقع فعالیت کارآفرینانه موجب شناخت نیازها، خلق ایده‌ها و تولید فن‌آوری‌ها می‌شود. با کارآفرینی نیازها شناخته می‌شوند و با رفع نیازها پیشرفت حاصل می‌گردد (نجف آبادی، عابدی و ربیعی، 1385، ص 114).
جدول 1-2 سیر تکامل مفهوم کارآفرینی در طی زمان را به تصویر می‌کشد:
جدول(1-2) سیر تکامل مفهوم کارآفرینی در طی زمان (هیسریچ و پترز،2000)
پیدایش مفاهیم نظری کارآفرینی و اصطلاح کارآفرینریشه این واژه در زبان فرانسه است: به‌معنای «واسطه» یا «دلال»قرون وسطی: بازیگر و شخصی که عهده‌دار طرح‌های تولیدی بزرگ است.قرن هفدهم: کسی که ریسک سود (ضرر) را در قراردادی با قیمت ثابت با دولت متحمل می‌شود.ریچارد کانتیلون (1725): کسی که ریسک را می‌پذیرد با کسی که تامین‌کننده سرمایه است فرق می‌کند.ژان باتیست سی (1803)22: سود ناشی از کارآفرینی از سود سرمایه مجزا است.فرانسیس واکر (1876)23: بین کسانی که سرمایه را تامین می‌کنند و بهره می‌گیرند با کسانی که از توانایی‌های مدیریتی برخوردارند تفاوت وجود دارد.جوزف شومپیتر (1934)24: کارآفرین، نوآور و پدیدآورنده فن‌آوری‌های نوین است.دیوید مک کله لند (1961)25: کارآفرین فردی است فعال که ریسک‌های معمول را می‌پذیرد.پیتر دراکر (1964)26: کارآفرین فرصت‌ها را به حداکثر می‌رساند.آلبرت شاپیرو (1975)27: کارآفرین از دید اقتصاد‌دانان، روان‌شناسان، تاجران، و سیاست‌مداران متفاوت است. گیفورد پینکات (1983)28: کارآفرین درون سازمانی، کارآفرینی در سازمانی تازه تاسیس شده است.رابرت هیسریچ (1985): کارآفرینی عبارت است از فرآیند خلق چیزی با ارزش و متفاوت از طریق اختصاص زمان و تلاش کافی، همراه با ریسک مالی، روانی و اجتماعی، همچنین دریافت پاداش‌های مالی و رضایت شخصی از نتایج آن.
برای فهم بهتر مفهوم واژه کارآفرین کافی است که به برخی اصول و اصطلاحات از جنبه تجاری، مدیریتی، و فردی توجه کنیم. تقریبا در همه تعارف کارآفرینی این توافق وجود دارد که در مورد رفتاری بحث می‌کنیم که: 1) پیشگام است، 2) ساز‌و‌کارهای اجتماعی و اقتصادی را برای تبدیل منابع و موقعیت‌ها به وضعیت عملی، سازماندهی یا سازماندهی مجدد می‌کند، 3) با مخاطره و شکست همراه است (هیسریچ و پترز، ترجمه فیض بخش و تقی یاری، 1389،ص9).
کوراتکو نیز بر این اعتقاد است که در کارآفرینی همه متفق‌القول هستند که بحث بر سر نوعی رفتار است که شامل 1) ارائه راهکار، 2) سازماندهی یا سازماندهی مجدد سازوکارهای اقتصادی برای تبدیل شرایط و منابع به دست‌مایه‌های عملی و 3) پذیرش ریسک شکست می‌باشد (کوراتکو، 2001، ترجمه محرابی، ص50).
از جنبه‌ای دیگر مفهوم کارآفرینی در بر گیرنده 4 بعد کلیدی است:
کارآفرینی مستلزم فرآیند ایجاد است، ایجاد چیزی جدید و ارزشمند.
کارآفرینی مستلزم اختصاص زمان و تلاش لازم است.
کارآفرینی مستلزم پاداش برای کارآفرین است که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از استقلال و رضایت شخصی و منافع مالی و پولی در درجه دوم اهمیت قرار دارند.
کارآفرینی مستلزم پذیرش ریسک لازم است چه مالی، چه فیزیکی و چه اجتماعی (نجاری،1388، ص24).
به‌طور کلی با مروری بر سیر تعاریف کارآفرین و کارآفرینی موارد زیر قابل تأمل می‌باشد:
1) مفهوم کارآفرین بتدریج دگرگون شده و تکامل یافته است،
2) مفهوم کارآفرینی ریشه در تفکر، زیربنای فکری، سطح تجزیه و تحلیل و زاویه دید افراد مختلف از ابعاد مکاتب اقتصادی، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، جمعیت‌شناسی و اندیشمندان مدیریت و غیره دارد،
3) تلاش برای مفهوم‌سازی کارآفرینی از مکاتب اقتصادی آغاز گردید و توسط روان‌شناسان و سپس جامعه‌شناسان و محققین علم مدیریت ادامه یافت (احمدپور داریانی،1387، ص26).
کوراتکو معتقد است که اگرچه تعریف واحدی از کارآفرینی وجود ندارد و هیچ توضیحی نمی‌تواند کارآفرین امروز را نشان دهد اما پژوهش‌ها به طرزی فزاینده در حال مشخص نمودن این موضوع هستند.
انواع کارآفرینی: در تقسیم‌بندی‌های موجود در تحقیقات پیشین، سه نوع اصلی از کارآفرینی به‌چشم می‌خورد:
1) کارآفرینی فردی (مستقل)29
از نظر کلین و مور (1970)30 کارآفرینی فردی فرآیندی است که در آن فرد با استفاده از خلاقیت و نوآوری با پذیرش ریسک به ایجاد کسب‌و‌کار نو می‌پردازد.
2) کارآفرینی سازمانی31
از نظر پینکات (1985) کارآفرینی سازمانی فرآیندی که در آن فرد کارآفرین در سازمان‌های بزرگ همانند یک کارآفرین مستقل فعالیت می‌نماید و فعالیت وی ایجاد واحدهای جدید در سازمان، ارائه محصولات، خدمات و فرآیندهای جدید می‌باشد که شرکت را به سوی رشد و سودآوری سوق می‌دهد.
از اوایل دهه 1980 هجوم هم‌زمان به‌سوی کارآفرینی و تأکید شرکت‌ها بر نوآوری برای بقاء و رقابت با کارآفرینانی که بیش از پیش در صحنه بازار ظاهر می‌شدند موجب هدایت فعالیت‌های کارآفرینانه به دورن شرکت‌ها شد (احمدپور داریانی، 1387، ص133).
در واقع کارآفرینی سازمانی در پاسخ به سه نیازی است که بر شرکت ها تحمیل گردیده است:
افزایش سریع رقبای جدید
ایجاد حس بی‌اعتمادی نسبت به شیوه‌های مدیریت سنتی در شرکت‌ها
خروج بهترین نیروهای کار از شرکت‌ها و اقدام آن‌ها به کارآفرینی مستقل (همان منبع، ص134).
3)کارآفرینی شرکتی32
کارآفرینی شرکتی فرآیندی است که در آن کل سازمان و کارکنان دارای روحیه کارآفرینی بوده و سازمان بستر و محیط را برای پرورش و ترویج کارآفرینی مهیا می‌سازد. کارآفرینی شرکتی مفهومی چند بعدی است که فعالیت‌های شرکت را متوجه نوآوری محصول، نوآوری در فناوری، مخاطره‌پذیری، پیشگامی (آینده‌سازی) می‌سازد. که در واقع به معنای تعهد شرکت به ایجاد و معرفی محصولات جدید، فرآیندهای جدید، و نظم‌های سازمانی نوین است (نجاری، 1389، ص25).
3-2) مفهوم کارآفرینی از دیدگاه علوم‌ رفتاری
با تند شدن آهنگ رقابت در عرصه اقتصاد و بازرگانی، دانشمندان علوم جامعهشناسی، روان‌شناسی و رفتارشناسی درصدد برآمدند تا به مطالعه رفتار کارآفرینان بپردازند، و ویژگیهای این افراد را که مشخصه اصلی کارآفرین بودن آنان است شناسایی نموده تا بتوانند کارآفرینان را تشخیص دهند (ملکیان، 1389؛ 18).
ویژگیهای روان‌شناختی و تجربههای گذشته، نفوذ مهمی بر کارآفرینی دارند و تمایل به کارآفرینی عامل انگیزاننده فرد در جهت حرکت به سوی کارآفرینی است که ناشی از تفاوت میان جایگاه فعلی و اهداف فرد است (حیدری، 1387؛ 18).
با توجه به آنچه گفته شد کارآفرینی فرآیندی است که از قصد و نگرش شروع میشود و به عمل و رفتار کارآفرینانه تبدیل میشود. ما در اینجا به دو مورد از الگوهای فرآیندی کارآفرینی اشاره میکنیم تا به اهمیت قصد کارآفرینی در این مراحل بپردازیم:
* الگوی فرآیندی گاتنر33: چهار مؤلفه کلیدی در فرآیند کارآفرینی را مورد بحث قرار میدهد:
1. قصد بر خلق و ایجاد کسب‌و‌کار
2. دسترسی به منابع برای کسب‌و‌کار
3. شکلگیری ایده
4. توسعه فعالیتها
(Gartner,1988:15)
* الگوی فرآیندی سیمون34: این الگو شامل چهار مرحله است:
1. قصد برای راهاندازی
2. شناسایی فرصت
3. تصمیم برای راهاندازی
4. وارد عمل شدن برای ریسک
(Simon,1986:119)
در اوایل دهه 1960 محققان به‌دنبال جنبههای روان‌شناختی کارآفرینی بودند. مک‌کلند (1961) کارآفرینی را چنین تعریف میکند: کارآفرین فردی است که شرکت را سازماندهی مینماید و یا ظرفیت بهرهوریِ آن را افزایش میدهد. او بر پایه این فرض اعتقاد داشت که یک سری خصیصههای روان‌شناختی وجود دارد که فرد را کارآفرین میکند.
در اوایل دهه 80 تحقیقات کارآفرینی که بر ویژگیهای شخصیتی کارآفرین متمرکز بودند از رونق افتاد، زیرا با مطالعات بیشتر همبستگی کاملی میان رفتار کارآفرینانه و ویژگیهای فردی دیده نشد، تا زمانی که نظریه آجزن35 (1991) از رفتار برنامهریزی شده و نظریه شاپیرو (1982) از مفهوم رویداد کارآفرینانه مطرح گردید. این دو نظریه پایه مدل قصد کارآفرینانه گردیدند و بدین ترتیب عرصه جدیدی در تشریح رفتار کارآفرینانه پدید آمد.
همچنین محققین فهرست‌های متعددی از انواع ویژگی‌های شخصیتی کارآفرین ارائه نموده‌اند که مهم‌ترین آن‌ها نیاز به توفیق یا توفیق‌طلبی، ایمان به خدا، تمایل به مخاطره‌پذیری، نیاز به استقلال، خلاقیت، تحمل ابهام، قدرت تخیل، کارآمد بودن، رشدگرا، شناسایی الگوها، همکاری، قدرت‌طلبی، تعهد و توانایی، ثروت‌گرایی و… که می‌تواند در روند کارآفرینی فرد یا افراد مستقل یا سازمان و غیره نمود یابند و جزئی از کارآفرینی به حساب آیند (احمدپور داریانی، 1387، ص68).
4-2 ) قصد کارآفرینانه
تعدادی از محققان از جمله شاپیرو (1975)، شاپیرو و سوکول36 (1996)، بِرد (1988)37، کروگر (1993)، کروگر و همکاران (2000)، تکاو و کولوِرِید (1996)38 و کولورید (1996) بیش از سایرین بر نقش مهمی که توسط قصد ایفا می‌گردد تاکید نموده اند (انگل و همکاران،2008). در زیر به تعدادی از تعاریف ارائه گردیده از سوی محققان در رابطه با ماهیت و مفهوم قصد اشاره می‌گردد:
از نظر کولورید (1996) قصد شاخص تمایل39 فردی به عمل است.
برد (1988) یکی از اولین محققان کارآفرینی، بر این اعتقاد است که کارآفرینی فرآیندی است که قصد در آن نقش کلیدی را ایفا می‌کند. مقاصد کارآفرینانه رابط میان کارآفرین به‌عنوان یک فرد و زمینه‌ای که یک کسب‌و‌کار در آن شکل می‌گیرد محسوب می‌گردند.
از دیدگاه دِجورج40 (2008) مقاصد کارآفرینانه لحظه‌ای از تفکر (تامل)41 هستند که فعالیت‌های افراد را به‌سمت ظهور یا اصلاح یک مفهوم جدید هدایت می‌کند.
از دیدگاه شوک و براتیانو (2008) قصد کارآفرینانه نمایش دهنده قصد فرد برای شروع یک کسب‌و‌کار می‌باشد و یک فرآیند آگاهانه ذهنی است که مقدم بر عمل بوده و تمایل فرد را به‌سمت شروع یک کسب‌و‌کار جدید هدایت می‌کند.
بر اساس دیدگاه زائو، سی بِنت و لامکین (2009)42 قصد کارآفرینانه یک نیروی ذهنی است که زمینه درک ارزشِ فرصت‌های کسب‌و‌کار جدید را فراهم می‌نماید. به‌عبارت بهتر قصدِ خلق و مدیریت کسب‌و‌کار شخصی به‌عنوان گام کلیدی ابتدایی در فرآیند کارآفرین شدن محسوب می‌گردد.
بر اساس نظر برد (1988) قصد می‌تواند به‌عنوان یک حالت ذهنی هدایت‌کننده تمایلات، تجربیات و اعمال فرد به‌سمت یک هدف یا مسیر مشخص تعریف گردد.
بر اساس نظر ترکر، سِلکوک و تِرکِی (2008)43 عمل کارآفرینانه می‌تواند به‌عنوان یک رفتار وابسته به قصد در نظر گرفته‌شود. یا قصد به‌عنوان یک عامل پیشگوی رفتار کارآفرینانه ملاحظه گردد.
باندورا (2001) قصد و دوراندیشی را عمق خصیصه‌ی انسانی می‌داند. قصد نمایش‌دهنده مسیر رفتار و عمل آینده‌ فرد است. نیّت متأثر از انتخاب شخص است و به تداوم و هدایت رفتار منجر می‌شود. پژوهش‌های انجام شده مختلفی در زمینه‌های رفتار سلامتی، رفتار انتخاباتی، فعالیت‌های‌ اوقات‌ فراغت یا شغل‌یابی، نشان می‌دهد که قصد پیش‌گو‌کننده قوی و توانمند رفتار است ( 2001،Armitage & Conner). قصد کارآفرینانه به‌عنوان یک حالت آگاهانه قبل از عمل و هدایت‌کننده‌ به‌سوی هدفی مانند ایجاد یک شغل تعریف‌ می‌شود Bird,1988,Krueger&Carsrud,1993)) قصد و نیّت ایجاد یک شغل جدید، اولین مرحله‌‌ای است که غالباً فرآیندی طولانی و مخاطره‌‌آمیز را دربر‌می‌گیرد Bandura,2002,Gartner&et al 1994,Shaver &Scott,1991)). از این جهت ایجاد شغل نتیجه قصد کارآفرینانه و رفتار‌هایی است که به‌دنبال آن انجام می‌گیرد (Shook et al,2003).
قصد کارآفرینی در حقیقت آگاهی و باور آگاهانه فردی است که می‌خواهد یک کسب‌و‌کار مخاطره‌آمیز جدید را راه‌اندازی نموده و قصد دارد که این کار را در آینده انجام دهد (Nabi&Linan.,2011). نقش مقاصد در تحقیقات مدیریتی قابل توجه تشخیص داده شده است (Sutton,1998). تحقیقات پیشین نشان‌می‌دهند که مقاصد، توانایی پیش‌بینی حرکت‌های فردی (Ajzen,1991) و نتایج سازمانی از قبیل: رشد، توسعه و بقا را دارند (Mittchel,1981). از این رو توانایی درک و پیش‌بینی مقاصد، به نقطه مورد توجه مدیران و کارآفرینان تبدیل می‌شود (Tubbs & Ekeberg,1991) .
در مطالعات کارآفرینی بسیاری از محققان روی مقاصد متمرکز شده‌اند. (Carsrud,2000 (Bird,1988;Krueger,Reilly
ثابت شده‌است که مقاصد، بهترین پیش‌بینی کننده حرکت‌های فردی هستند. به خصوص زمانی که آن حرکت کمیاب بوده و به‌سختی مشاهده و درک شود و یا گرفتار وقفه‌های پیش‌بینی نشده‌ای شود . (Krueger & Brazeal,1994:96)
از دیدگاه کلوورید و آیسکسن44 ( 2006) قصد کارآفرینی عامل تصمیم‌گیری برای رفتار کارآفرینانه است.
کروگر45 (1994:97) قصد کارآفرینانه را این‌گونه تعریف میکند: تعهد و تصمیم برای انجام‌دادن رفتاری که برای خلق یک کسب‌و‌کار کوچک ضروری است. قصد کارآفرینانه به‌عنوان یک عنصر کلیدی برای درک و فهم فرآیند کارآفرینی و خلق کسب‌و‌کار کوچک مورد توجه قرار گرفته‌است (Bird, 2009: 449). آجزن (1991) خاطرنشان کرد که قصد، توانایی پیشبینی رفتار فرد را دارد.قصد کارآفرینانه به‌عنوان بهترین پیش‌بینی کننده رفتار کارآفرینی شناخته شده است. (Bird,1988,Fishbein & Ajzen,1975,Krueger & Brazeal,1994)
بر اساس دیدگاه شوک و براتیانو (2008) یکی از دلایل کلیدی تمرکز بر قصد کارآفرینانه این است که فرآیند شکل‌گیری کسب‌و‌کار زمانی‌که فرد، قصد بروز آن‌ را در خود می‌پروراند به‌وقوع می‌پیوندد.
تحقیقات نشان داده که قصد کارآفرینی بهتر از شرایط محیطی و ویژگی‌های شخصیتی می‌تواند آینده کارآفرینی را پیش‌بینی کند (Ajzen,1991;Denoble,Jung & Elrlich,1999;Krueger et al.,2000;Shapero,Sokol,1982 ).
بر اساس دیدگاه زمپتاکیس و موستاک (2006)46 تحلیل‌های تجربی نمایان‌گر آن است که مقاصد به‌طور موفقیت‌آمیزی رفتار را پیش‌بینی نموده و نگرش‌ها زمینه پیش‌بینی مقاصد را فراهم می‌آورند. به‌منظور ترویج و توسعه کارآفرینی بررسی عواملی که ممکن است مقاصد افراد نسبت به تاسیس یک کسب‌و‌کار جدید را تحت تاثیر قرار دهد اهمیت دارد. از آنجایی که انسان‌ها عوامل پویای موجب پیشرفت خود هستند، به‌طور تصادفی درگیر کارآفرینی نمی‌شوند. آن‌ها کارآفرینی را بر اساس قصد بروز آن در نتیجه انتخاب این مسیر برمی‌گزینند. براساس روش های ادراکی، مقاصد، موقعیتی مهم را در مطالعه حرکت‌های انسان به خود اختصاص می‌دهند (Tubbs & Ekeberg,1991). همان‌طور که فیشبن47 و آجزن (1980) در مقاله مشترک خود مورد بحث قرار می‌دهند: بیشتر حرکت‌های ارتباط اجتماعی از قبیل حرکت‌های مرتبط با تأسیس نهادهای جدید، تحت کنترل ارادی هستند. محققان مختلف، با به اشتراک گذاشتن این دیدگاه و جستجوی مدارک تجربی و نظری اثبات کرده‌اند که مقاصد، بهترین پیش‌بینی کننده برای این‌گونه حرکت‌های ارادی هستند.
(Bagozzi,Baumgartner & Yi,1998;Ajzen,1991;Suttin,1998)
محققان قصد را در بسیاری از زمینه‌ها شرح داده‌اند، برد48 (1988) آن را در کار خود به‌عنوان یک حالت ذهنی که هدایت کننده توجه فرد و در نتیجه آن تجربه و عمل به سمت یک شیئ یا یک مسیر خاص، جهت دستیابی به چیزی است، تعریف می‌کند. قصد می‌تواند به‌عنوان یک الگوی شناختی هم برای هدف و هم برای برنامه عمل توصیف شود. مهم‌ترین بخش هر دو تعریف، نقش مقصودها و توانایی آن‌ها جهت ترویج و تحت تأثیر قراردادن قصد است.
(Tubbs & Ekeberg,1991)
شین49 و برد و ونکترمن50 (2000) تأسیس شرکت‌های مستقل و جدید و ارزش‌گزاری جدید در واحدهای موجود را دو مقصود عمده کارآفرینی بیان می‌کنند. در راستای این دیدگاه، به‌منظور ایجاد سرمایه‌گذاری‌های مستقل جدید یا ارزش‌گزاری جدید در شرکت‌های موجود، قصد کارآفرینی را به‌عنوان الگوی شناختی کارهایی که توسط افراد انجام می‌شوند، تعریف می‌کنند. ایده‌های کارآفرینی با الهام گرفتن شروع می شوند؛ اگرچه مقاصد، جهت ظاهر شدن ایده‌ها مورد نیاز هستند (Delmar & Shane,2003).
طبق نظر کروگر و همکاران (2000) افراد یک کسب‌و‌کار را به‌عنوان یک عکس‌العمل غیرارادی به‌طور خود به خود شروع نمی‌کنند، بلکه این کار را با قصد و هدف انجام می‌دهند. از این رو به‌ویژه در بدو تولد یک سازمان، تأثیر قصد کارآفرینی، غالب است .(Bird,1988) در نتیجه قصدکارآفرین، شکل و سیر یک سازمان نوظهور را در ابتدای تأسیسش تعیین می‌کند. مقاصد کارآفرینی، اقدامات سازمان‌های موجود را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهند. در شرکت‌های تأسیس شده، افراد در نتیجه فرآیندهای قصدی، فرصت‌ها را دنبال کرده و از آن‌ها بهره‌برداری می‌کنند (Stevanson & Jarillo,1986).
در نتیجه سازمان‌های موجود، مقاصد را که نهایتا موفقیت یک سرمایه‌گذاری را تحت تأثیر قرار می‌دهند، مجسم کرده و به‌دقت شرح می‌دهند. به‌عنوان مثال، میشل51(1981) بر این عقیده است که مقاصد مدیران اجرایی و کارآفرینان، سازمان‌هایی را که هدایت می‌کنند، مستقیما تحت تأثیر قرار می‌دهند.
مقاصد مدیران اجرایی با هدف ارزش‌گزاری جدید، که بواسطه اقدامات نوآورانه، پویا و پرمخاطره در سازمان‌های موجود صورت گرفته است، رشد سرمایه‌گذاری را تحت تأثیر قرار می‌دهند (1991 wiklund ,). در رویکردی مشابه، به‌طور تجربی نشان می‌دهند که قصد خلاق، پویا و ریسک‌پذیر بودن، عملکرد یک شرکت را تحت تأثیر قرار می‌دهد (2003shepherd&wiklund,).
هنگامی که ما کارآیی قصد کارآفرینانه را تصدیق کردیم، ممکن است این سؤال برای ما ایجاد شود که چه عواملی قصد فرد را سبب شده و به مرحله اجرا در‌می‌آورند.
شناخت عوامل مربوط به قصد کارآفرینی می‌تواند به ما این امکان را بدهد که راه‌های کاهش شکاف بین تمایل و عملکرد فرد را افزایش دهیم. قصد کارآفرینی با تمایل کارآفرینی تفاوت دارد. تمایل کارآفرینی، میزان کشش یک فرد به مالکیت یک کسب‌و‌کار است، که می‌تواند منجر به قصد کارآفرینی بشود یا نشود. می‌توان این‌گونه فرض کرد که ارتقاء سطح تمایل کارآفرینی به ارتقاء سطح قصد کارآفرینی کمک می‌کند. برای درک چگونگی ارتباط عوامل با قصد کارآفرینی، می‌بایست اجزای مختلف قصد شناخته شوند.
تحقیقات موجود، بسیاری از عوامل را به‌عنوان شکل‌گیری قصد کارآفرینی می‌پذیرند. محققان آن‌ها را در دو گروه بزرگ، که مربوط به حوزه‌های زمینه‌ای و فردی هستند، طبقه بندی می‌کنند (Bird,1988).
گروه اول شامل جمعیت، صفات شخصی، ویژگی‌های روان‌شناختی، مهارت‌های فردی و دانش اولیه، شبکه فردی و روابط اجتماعی است. گروه دوم حمایت محیطی، اثرات محیطی و عوامل سازمانی را در‌برمی‌گیرد.
تحقیقات انجام شده، حوزه‌های فردی (مانند: شخصیت، انگیزه و تجربه‌های قبلی) و متغیرهای زمینه‌ای (مانند: زمینه‌های اجتماعی، بازارها و اقتصاد) را به‌عنوان دو بعد مسئول در قبال شکل‌گیری مقاصد کارآفرینی مشخص می‌کنند. (Bird,1988)
حوزه فردی
جمعیت (دموگرافیک): پس از اولین مقاله‌ی رابرتز52 (1991) درباره ویژگی‌های فردی کارآفرینان پیشرفته، چندین مقاله، به منظور شناسایی عوامل مسئول در قبال شکل‌گیری قصد کارآفرینی، جمعیت را مورد بررسی قرارداده‌اند. بسیاری از آن‌ها سن و جنسیت را مورد بررسی قرارداده‌اند.
در رابطه با جنسیت بیان داشتند که در ایالات متحده مردان دو برابر زنان احتمال دارد که در فرآیند شروع یک کسب‌و‌کار جدید قرار گیرند (Cox,Greene,Gartner,Carter&Reynolds,2000 )
به‌علاوه تحقیق در زمینه علایق شغلی نوجوانان که کارآفرینان بالقوه‌ی نسل بعد هستند، نشان داده است که در بین دختران نسبت به پسران مقاصد کمتری جهت اشتغال به حرفه‌های کارآفرینانه وجود دارد.
(Kourilsky & Walstad,1988)
در رابطه با سن بوید53 (1990) نشان می‌دهد که این موضوع با قصد کارآفرینی در رابطه است. قصد و در نتیجه احتمال کارآفرین شدن، با سن افزایش یافته و با رسیدن فرد به سن 40 سالگی به اوج خود می‌رسد و سپس یکنواخت می‌شود (1995،Bates).
وضعیت تأهل نیز به‌عنوان پیشینه قصد کارآفرینی مورد مطالعه قرار گرفته است. دانشمندان در مطالعه خود روی نژاد و قومیت نشان‌دادند احتمال این‌که افراد متأهل درگیر فعالیت‌های کارآفرینی شوند بیشتر است (1989،Evan& leighton).
وضعیت اشتغال یکی دیگر از ویژگی‌هایی است که مورد توجه قرار گرفته‌است. بیکاری شخص بر روی قصد وی جهت اشتغال به فعالیت‌های کارآفرینی، اثری مثبت دارد (2002،Ralisti). به‌ویژه بیکاری و ناامنی شغلی به‌عنوان دو عاملی که مستقیما قصد کارآفرینی را تحت تأثیر قرار می‌دهند مشخص شده‌اند (Storey,1991).
صفات شخصی: در رابطه با مجموعه‌ای از ویژگی‌های ثابت و متعارف شخصیتی محققان بر این باورند که
اطمینان بیش از حد (Busenitz,1999)،
خوش‌بینی (Cooper,Woo, & Dunkelberg,1988)،

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید